آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۳

      Confess

      kənˈfes kənˈfes

      گذشته‌ی ساده:

      confessed

      شکل سوم:

      confessed

      سوم‌شخص مفرد:

      confesses

      وجه وصفی حال:

      confessing

      معنی confess | جمله با confess

      verb - intransitive verb - transitive B2

      اقرار کردن، اعتراف کردن، مقر آمدن، اذعان کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      He confessed himself ignorant of classical music.

      او به بی‌اطلاعی خود درباره‌ی موسیقی کلاسیک اعتراف کرد.

      He confessed to three of the four charges brought against him.

      او به سه‌تا از چهار اتهام وارده علیه او اقرار کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      (به گناهان خود) اعتراف کردن (در دین مسیحیت)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The old man wrote his will, confessed his sins (to a priest) and died.

      پیرمرد وصیت‌نامه‌ی خود را نوشت و (نزد کشیش) به گناهان خود اعتراف کرد و مرد.

      He confessed his crimes.

      او به جنایات خود اعتراف کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد confess

      1. verb admit, confirm
        Synonyms:
        admit declare confirm profess reveal acknowledge assert relate allow grant concede disclose manifest prove divulge own affirm narrate avow own up atest vent level with confide evince come clean spill the beans blurt out leak let on post recognize humble oneself open one’s heart make clean breast of unload tip hand sing dump on fink rat on snitch squeal finger sound off chirp weasel spit out clue in
        Antonyms:
        deny hide conceal repudiate disown disavow mask secrete

      Collocations

      confess to

      اذعان کردن، اقرار کردن، معترف بودن

      stand confessed as

      آشکار شدن به عنوان، برملا شدن، معترف شناخته شدن

      سوال‌های رایج confess

      گذشته‌ی ساده confess چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده confess در زبان انگلیسی confessed است.

      شکل سوم confess چی میشه؟

      شکل سوم confess در زبان انگلیسی confessed است.

      وجه وصفی حال confess چی میشه؟

      وجه وصفی حال confess در زبان انگلیسی confessing است.

      سوم‌شخص مفرد confess چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد confess در زبان انگلیسی confesses است.

      ارجاع به لغت confess

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «confess» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/confess

      لغات نزدیک confess

      • - conferring
      • - conferva
      • - confess
      • - confess to
      • - confessed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.