با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Leak

liːk liːk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    leaked
  • شکل سوم:

    leaked
  • سوم شخص مفرد:

    leaks
  • وجه وصفی حال:

    leaking
  • شکل جمع:

    leaks
  • noun verb - intransitive adverb
    رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذکردن، فاش کردن یا شدن
  • noun verb - intransitive adverb
    تراوش، رخنه، تراوش کردن، فاش شدن
    • - The roof is leaking.
    • - بام دارد چکه می‌کند.
    • - The boat leaks.
    • - قایق سوراخ است.
    • - A leaking oil can.
    • - قوطی روغن که نشت می‌کند.
    • - Some of the water leaked out of the pipes.
    • - مقداری آب از لوله‌ها به خارج سرایت کرد.
    • - Poisonous fumes leaked out of the tank and caused the death of two workers.
    • - دود و بخار زهرین از تانک درز کرد و موجب مرگ دو کارگر شد.
    • - Gradually the truth leaked out.
    • - کم‌کم حقیقت آشکار شد.
    • - It is not known how the news leaked out to the press.
    • - معلوم نیست چگونه خبر به روزنامه‌ها درز کرد.
    • - They leaked the secrets of his death out of the country.
    • - اسرار مرگ او را (محرمانه) به خارج از کشور رساندند.
    • - a radiation leak
    • - نشت تابشی
    • - the outward leak of energy from the sun
    • - تراوش برون سوی انرژی از خورشید
    • - The ship sprang a leak.
    • - کشتی سوراخ شد.
    • - a damaging leak of our secrets
    • - افشاگری زیان‌بخش اسرار ما
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد leak

  1. noun opening; seepage through opening
    Synonyms: aperture, chink, crack, crevice, decrease, destruction, detriment, drip, drop, escape, expenditure, exposure, fissure, flow, hole, leakage, leaking, loss, outgoing, percolation, pit, puncture, short circuit, slip
  2. verb seep; make known
    Synonyms: break, come out, discharge, disclose, divulge, drip, drool, escape, exude, get out, give away, let slip, make public, ooze, out, pass, pass on, percolate, reveal, slip, spill, spill the beans, tell, transpire, trickle

ارجاع به لغت leak

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «leak» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/leak

لغات نزدیک leak

پیشنهاد بهبود معانی