گذشتهی ساده:
exudedشکل سوم:
exudedسومشخص مفرد:
exudesوجه وصفی حال:
exudingاز خود بروز دادن، از خود نشان دادن
She exuded much enthusiasm.
او اشتیاق زیادی از خود نشان داد.
She exuded warmth toward every new colleague.
او نسبت به هر همکار جدید، گرما و محبت از خود بروز داد.
She exuded joy when she heard the good news.
وقتی خبر خوب را شنید، او شادی را از خود بروز داد.
She exuded confidence during the presentation.
او در طول ارائه اعتمادبهنفس از خود نشان داد.
تراوش کردن، تراویدن، بیرون آمدن، نشت کردن، ترشح کردن، افشاندن، ساطع کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Some frogs exude a poisonous liquid from their skins.
برخی وزغها آبگونهی زهرینی از پوست خود ترشح میکنند.
A sticky substance exuded from the end of the cut branch.
مادهی چسبناکی از سرشاخهی بریدهشده تراوید.
The bubbling soup exuded a delicious aroma.
آبگوشت جوشان بوی مطلوبی میداد (ساطع میکرد).
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «exude» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/exude