ادبی اشک ریختن، گریه کردن، گریستن، زار زدن، گریهوزاری کردن، هقهق کردن، هایهای گریه کردن
When he saw the corpse, he wept.
وقتی که جسد را دید، گریه کرد.
They wept tears of joy.
از شادی اشک میریختند.
The baby wept herself to sleep.
کودک آنقدر گریه کرد که خوابش برد.
Cold pipes weep in hot weather.
در هوای گرم لولههای سرد عرق میکنند.
ترشح کردن، چرک پس دادن، خون تراویدن (از زخم)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The wound is still weeping.
از زخم هنوز خون میتراود.
Following the surgical procedure, it is crucial to monitor the incision site carefully for any signs of infection, such as redness, swelling, or if the wound begins to weep.
پساز عمل جراحی، نظارت دقیق بر محل برش برای هرگونه علائم عفونت مانند قرمزی، تورم یا اگر زخم شروع به ترشح کند، بسیار مهم است.
انگلیسی بریتانیایی گریه، زاری
The psychological impact of loss can manifest as a prolonged weep, which is an important aspect for clinicians to acknowledge and address.
تأثیر روانشناختی فقدان میتواند بهصورت یک گریهی طولانیمدت ظاهر شود که جنبهی مهمی برای متخصصان بالینی است و باید آن را تشخیص داده و به آن بپردازند.
After hearing the sad news, a quiet weep was all she could manage.
بعداز شنیدن خبر ناراحتکننده، تنها کاری که از دستش برمیآمد یک گریهی آرام بود.
The study analyzed the physiological indicators associated with an emotional weep, such as heart rate variability and skin conductance.
این مطالعه نشانگرهای فیزیولوژیکی مرتبط با یک گریهی احساسی، مانند تغییرپذیری ضربان قلب و نفوذپذیری پوستی را تجزیهوتحلیل کرد.
اشک ریختن
به شدت گریستن، زار زار گریه کردن (رسمی تر از cry bitterly)
از ته دل گریه و زاری کردن
laugh and the world will laugh with you; weep and you weep alone
خنده کن و دنیا با تو میخندد، گریه کن و هیچ کس با تو گریه نمیکند (مردم در شادی تو شریک میشوند، ولی در هنگام غم تو را تنها میگذارند)
گذشتهی ساده weep در زبان انگلیسی wept است.
شکل سوم weep در زبان انگلیسی wept است.
وجه وصفی حال weep در زبان انگلیسی weeping است.
سومشخص مفرد weep در زبان انگلیسی weeps است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «weep» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/weep