آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۵

      Break Down

      ˈbreɪkˈdaʊn ˈbreɪkˈdaʊn

      گذشته‌ی ساده:

      broken down

      شکل سوم:

      broken down

      سوم‌شخص مفرد:

      breaks down

      وجه وصفی حال:

      breaking down

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (noun): breakdown

      معنی break down | جمله با break down

      phrasal verb B2

      از کار ایستادن، خراب شدن، از کار افتادن، نقص پیدا کردن

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The air conditioning broke down just when we needed it most.

      دستگاه تهویه درست زمانی که بیشترین نیاز را داشتیم خراب شد.

      The bus broke down in the middle of the highway, causing a big traffic jam.

      اتوبوس وسط بزرگ‌راه خراب شد و باعث ایجاد ترافیک سنگین شد.

      phrasal verb B2

      دچار مشکل شدن، فروپاشی کردن، خراب شدن، به شکست انجامیدن، از هم پاشیدن، به بن‌بست رسیدن، از کار افتادن، به پایان رسیدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Their relationship broke down after years of constant arguing.

      رابطه‌شان پس‌از سال‌ها مشاجره‌ی مداوم از هم پاشید.

      The peace talks broke down due to lack of trust.

      مذاکرات صلح به‌دلیل نبود اعتماد، شکست خورد.

      phrasal verb C1

      زیر گریه زدن، گریه کردن، از هم پاشیدن (عاطفی)

      The stress was too much, and he broke down in front of his family.

      استرسش زیاد بود و او جلوی خانواده‌اش از هم پاشید.

      She almost broke down during her emotional speech.

      او تقریباً درطول سخنرانی احساسی‌اش به گریه افتاد.

      phrasal verb

      تخریب کردن، خراب کردن، شکستن، از جا کندن، ویران کردن

      They had to break down the locked gate to get inside.

      آن‌ها مجبور شدند دروازه قفل شده را با زور باز کنند تا وارد شوند.

      Protesters broke down the barriers to enter the building.

      معترضان برای ورود به ساختمان موانع را شکستند.

      phrasal verb B2

      به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کردن یا شدن، بخش‌بندی کردن یا شدن، خرد کردن یا شدن، تجزیه کردن یا شدن

      The project was broken down into manageable tasks.

      پروژه به وظایف قابل مدیریت بخش‌بندی شد.

      To understand the problem better, let’s break it down into smaller parts.

      برای درک بهتر مسئله، بیایید آن را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      Collocations

      talks break down

      مذاکرات به بن‌بست رسیدن، مذاکرات شکست خوردن

      law and order break down

      فروپاشی نظم و قانون

      سوال‌های رایج break down

      گذشته‌ی ساده break down چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده break down در زبان انگلیسی broken down است.

      شکل سوم break down چی میشه؟

      شکل سوم break down در زبان انگلیسی broken down است.

      وجه وصفی حال break down چی میشه؟

      وجه وصفی حال break down در زبان انگلیسی breaking down است.

      سوم‌شخص مفرد break down چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد break down در زبان انگلیسی breaks down است.

      ارجاع به لغت break down

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «break down» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/break-down

      لغات نزدیک break down

      • - break dancing
      • - break diplomatic relations
      • - break down
      • - break even
      • - break faith
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.