گریهی پرصدا، صدای ناله، بووو
The boohoo of the baby woke everyone up.
صدای گریهی بلند نوزاد همه را بیدار کرد.
I could hear the boohoo coming from the next room.
صدای ناله از اتاق کناری به گوش میرسید.
عامیانه هقهق گریه کردن، زارزار گریستن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don’t just boohoo about your problems; try to solve them.
فقط برای مشکلاتت زاری نکن؛ سعی کن آنها را حل کنی.
She started to boohoo when she heard the bad news.
او وقتی خبر بد را شنید شروع به گریهی بلند کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «boohoo» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/boohoo