آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۴۰۵

      Fret

      fret fret

      گذشته‌ی ساده:

      fretted

      شکل سوم:

      fretted

      سوم‌شخص مفرد:

      frets

      وجه وصفی حال:

      fretting

      معنی fret | جمله با fret

      verb - intransitive

      نگران بودن، مضطرب بودن، آشفته بودن، بی‌قراری کردن، دل‌واپس بودن

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Don't fret; everything will be alright.

      نگران نباش؛ همه‌چیز درست خواهد شد.

      There's no need to fret over such small details.

      نیازی به آشفتگی درمورد این جزئیات کوچک نیست.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I try not to fret, but it's hard sometimes.

      سعی می‌کنم مضطرب نباشم، اما بعضی اوقات سخت است.

      Don't fret, we wont be late!

      بی‌قراری نکن، دیر نخواهیم رسید!

      noun countable

      موسیقی پرده، دستان، فرت (بخش برجسته‌ی دسته‌ی ساز در سازهایی مانند گیتار که برای مشخص کردن محل انگشت نوازنده استفاده می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The guitarist carefully adjusted the position of his hand on the frets.

      نوازنده‌ی گیتار بادقت موقعیت دست خود را روی فرت‌ها تنظیم کرد.

      The distance between the frets determines the pitch of the notes.

      فاصله‌ی بین فرت‌ها، زیروبم نت‌ها را تعیین می‌کند.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی آب‌و‌هوا مه (که ازطرف دریا می‌آید)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

      مشاهده

      A thick fret enveloped the harbor.

      مه غلیظی بندر را فراگرفت.

      The morning fret delayed the ferry's departure, much to the passengers' dismay.

      مه صبحگاهی حرکت کشتی را به تأخیر انداخت و باعث ناراحتی مسافران شد.

      verb - intransitive verb - transitive

      ساییدن، فرسوده شدن، خورده شدن

      Acids fret metals.

      اسیدها فلزات را می‌خورند.

      The constant friction fretted the rope.

      اصطکاک مداوم طناب را فرسوده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The sharp edges of the metal fretted the fabric.

      لبه‌های تیز فلز، پارچه را سایید.

      The river frets at its banks.

      رودخانه کرانه‌های خود را می‌فرساید.

      verb - transitive

      متلاطم کردن، خروشان کردن، موج‌دار کردن

      The wind was fretting the sea.

      باد دریا را خروشان می‌کرد.

      The gentle breeze began to fret the surface of the pond.

      نسیم ملایم شروع به ایجاد موج بر سطح حوض کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A school of fish darting near the surface fretted the water slightly.

      دسته‌ای از ماهی‌ها که در نزدیکی سطح آب حرکت می‌کردند، آب را کمی متلاطم کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fret

      1. verb worry, be annoyed
        Synonyms:
        bother anguish agonize upset oneself distress oneself brood stew fume grieve torment chafe fuss sweat it out take on lose sleep over be annoyed eat one’s heart out mope carp chagrin pother get into a dither bleed carry a heavy load affront
        Antonyms:
        calm comfort soothe
      1. verb upset someone
        Synonyms:
        bother disturb trouble irritate vex displease distress provoke agitate rile peeve irk harass get on nerves nag nettle pique gall goad ruffle torment abrade
        Antonyms:
        please appease placate pacify
      1. verb rub hard
        Synonyms:
        wear away chafe abrade fray gall erode corrode excoriate wear threadbare ripple riffle

      ارجاع به لغت fret

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fret» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fret

      لغات نزدیک fret

      • - fresnel mirrors
      • - fresno
      • - fret
      • - fret saw
      • - fretful
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.