آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۳۹۹

      Chafe

      tʃeɪf tʃeɪf

      معنی chafe | جمله با chafe

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      مالش دادن، خراشیدن، ساییدن، به‌وسیله‌ی اصطکاک گرم کردن، (مجازاً) به هیجان آوردن، اوقات تلخی کردن به، عصبانیت، ساییدگی، پوست‌رفتگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      It was cold and he kept chafing his hands.

      هوا سرد بود و او مرتب دست‌هایش را به هم می‌مالید.

      His shirt collar chafes (against) his neck.

      یقه‌ی پیراهنش پوست گردنش را می‌خراشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A baby's skin chafes easily.

      پوست نوزاد به‌راحتی خراشیده می‌شود.

      Baby powder helps to avoid chafing.

      پودر بچه جلوی پوست رفتگی را می‌گیرد.

      The passengers stood chafing at the long delay.

      مسافران ایستاده بودند و تأخیر زیاد آن‌ها را کلافه کرده بود.

      The staff was chafing under the restrictions imposed on them.

      محدودیت‌هایی که به کارمندان تحمیل شده بود، آن‌ها را برآشفته کرده بود.

      The prime minister in a chafe sent for him.

      نخست‌وزیر با عصبانیت دنبال او فرستاد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chafe

      1. verb rub, grind against
        Synonyms:
        scratch scrape rub hurt irritate damage wear graze abrade erode skin grate impair excoriate gall inflame peel bark corrode ruffle
      1. verb annoy
        Synonyms:
        annoy bother irritate vex worry provoke harass offend anger exasperate irk gall exercise fret inflame incense ruffle grate rasp scratch scrape rub abrade itch fume rage
        Antonyms:
        make happy

      Idioms

      chafe at the bit

      برآشفتن، به خود پیچیدن، کلافه شدن

      in a chafe

      با کمال خشم، در حال غضب

      ارجاع به لغت chafe

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chafe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chafe

      لغات نزدیک chafe

      • - chaetognath
      • - chaetopod
      • - chafe
      • - chafe at the bit
      • - chafer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.