گذشتهی ساده:
peevedشکل سوم:
peevedسومشخص مفرد:
peevesوجه وصفی حال:
peevingشکل جمع:
peevesآزار دادن، اذیت کردن، آزردن
Don't let his constant complaining peeve you; just focus on your work.
نگذار شکایتهای مداوم او آزارت دهد؛ فقط روی کار خود تمرکز کن.
The professor noted that the students' failure to cite sources properly would peeve any academic reviewer.
پروفسور اشاره کرد که عدم ارجاع صحیح منابع توسط دانشجویان هر داور دانشگاهی را آزار خواهد داد.
The speaker highlighted how the prevalence of misinformation on social media platforms can peeve critical thinkers.
سخنران تأکید کرد که گسترش اطلاعات نادرست در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی چگونه میتواند متفکران انتقادی را اذیت کند.
مایهی آزار، باعث رنجش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
While some consider excessive noise pollution a minor inconvenience, for others, it represents a profound environmental peeve.
درحالیکه برخی آلودگی صوتی بیشازحد را یک ناراحتی جزئی میدانند، اما برای دیگران این مایهی آزار زیاد زیستمحیطی محسوب میشود.
She is in a peeve over it.
آن مورد باعث رنجشش شد.
my pet peeve
بزرگترین مایهی آزار من
I was very peeved about not being invited.
از اینکه دعوت نشده بودم خیلی دلخور شدم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «peeve» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/peeve