آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Bum

      bʌm bʌm

      شکل جمع:

      bums

      معنی bum | جمله با bum

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی کون، ماتحت، کپل

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      He sat on his big fat bum.

      روی ماتحت گنده و چاق خود تمرگید.

      You got a nice bum!

      کون قشنگی داری!

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی ولگرد، مفت‌خور، آدم بی‌عرضه، آدم وظیفه‌نشناس، آدم بی‌غیرت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Stop being a bum, and go find a job!

      ولگردی را کنار بگذار و برو شغلی پیدا کن!

      If he doesn't provide for his wife and kids, he is a bum.

      اگر به فکر روزی زن و فرزندان خود نباشد، بی‌غیرت است.

      adjective slang informal

      به‌دردنخور، بد، بی‌ارزش، ناخوشایند، خراب، ناقص، نامرغوب، دروغ

      He gave me some bum advice.

      پند بدی به من داد.

      bum cooking

      آشپزی افتضاح

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bum steer

      گاو نری که به طور ناقص اخته شده باشد

      a bum rap

      اتهام دروغین

      noun countable informal

      دیوانه، خوره‌ (کسی که به یک ورزش یا فعالیت تفریحی خاص علاقه‌مند است و آن را بر کار و زندگی خانوادگی و غیره اولویت قرار می‌دهد)

      a ski bum

      دیوانه‌ی اسکی

      The beach bum spent his days soaking up the sun and surfing the waves.

      خوره‌ی ساحل روزهایش را با آفتاب گرفتن و موج‌سواری می‌گذراند.

      noun countable informal

      ناشی، نابلد، بد (شخص)، ناشیانه، بد (رفتار و غیره)

      a bum basketball player

      بسکتبالیست ناشی

      The new employee was such a bum that he was fired after only a week on the job.

      کارمند جدید آن‌قدر نابلد بود که تنها پس از یک هفته از کار اخراج شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The team's coach was criticized for his bum decision-making during the game.

      سرمربی این تیم به دلیل تصمیم‌گیری ناشیانه در جریان بازی مورد انتقاد قرار گرفت.

      adjective informal

      شل، معیوب، ناقص، آسیب‌دیده

      a bum leg

      پای شل

      His bum shoulder has been bothering him for weeks.

      هفته‌هاست که کتف آسیب‌دیده‌اش او را آزار می‌دهد.

      slang verb - transitive informal

      ولگردی کردن، مفت‌خوری کردن

      He spent several years bumming in the slums.

      چندین سال در زاغه‌نشین‌های شهر ولگردی می‌کرد.

      slang verb - transitive informal

      گدایی کردن، تلکه کردن (غذا و پول و غیره)

      He kept bumming cigarettes from me.

      مرتب از من سیگار تلکه می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bum

      1. noun beggar
        Synonyms:
        vagrant tramp hobo beggar drifter transient vagabond derelict floater stiff guttersnipe gutterpup bindle black sheep

      Phrasal verbs

      bum around (or about)

      بلوک گردی کردن، تفریح‌کنان به اینجا و آنجا سفر کردن

      bum someone out

      (امریکا ـ عامیانه) مزاحم شدن، اذیت کردن، خسته و ملول کردن

      Idioms

      give (or get) the bum's rush

      (امریکا - عامیانه) به زور اخراج کردن (یا شدن)

      on a bum

      (عامیانه) در حال مستی، میخوارگی و بدمستی

      on the bum

      (عامیانه) 1- مشغول ولگردی و بی‌غیرتی 2- خراب (ابزار و غیره)، نیازمند به تعمیر

      سوال‌های رایج bum

      شکل جمع bum چی میشه؟

      شکل جمع bum در زبان انگلیسی bums است.

      ارجاع به لغت bum

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bum» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bum

      لغات نزدیک bum

      • - bulrush
      • - bulwark
      • - bum
      • - bum around (or about)
      • - bum bag
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.