آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

    Tramp

    træmp træmp

    شکل جمع:

    tramps

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از tromp به‌ جای tramp استفاده کرد.

    معنی tramp | جمله با tramp

    noun verb - intransitive

    ولگرد، آسمان‌جل، خانه‌به‌دوش، با صدا راه رفتن، پیاده‌روی کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردی کردن، آواره، فاحشه، آوارگی، ولگردی، صدای پا

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    to tramp on someone's foot

    روی پای کسی پا گذاشتن

    Women were tramping grapes to make wine.

    زن‌ها برای ساختن شراب انگورها را لگد می‌کردند (با پا می‌کوبیدند).

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The hunters were tramping the forest all night.

    تمام شب شکارچیان خش‌خش‌کنان در جنگل گام می‌زدند.

    he tramped in search of a tail....

    در دم طلبی قدم همی زد...

    He spent his holidays tramping in the desert.

    تعطیلات خود را به رهنوردی در صحرا گذراند.

    a tramp dog

    سگ ولگرد

    the rhythmic tramp of soldiers

    صدای پای موزون سربازان

    the tramp of the hooves of wild horses

    گرپ‌گرپ سم اسبان وحشی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tramp

    1. noun person who is poor, desperate
      Synonyms:
      homeless person beggar vagrant hobo bum outcast wanderer loafer drifter panhandler vagabond down-and-out derelict floater hitchhiker
    1. noun heavy walk
      Synonyms:
      walk footstep footfall stroll hike march tour trek ramble saunter traipse excursion expedition jaunt turn walking trip cruise tread stomp slog
      Antonyms:
      tiptoeing
    1. verb walk heavily
      Synonyms:
      walk tread march stomp pound stamp plod trudge slog hike stroll ramble roam rove tour trek traipse tromp navigate range toil footslog trip gallop thud crush walk over stump hop stodge
      Antonyms:
      tiptoe

    سوال‌های رایج tramp

    شکل جمع tramp چی میشه؟

    شکل جمع tramp در زبان انگلیسی tramps است.

    ارجاع به لغت tramp

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «tramp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tramp

    لغات نزدیک tramp

    • - trammel
    • - tramontane
    • - tramp
    • - tramper
    • - trample
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.