آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مرداد ۱۴۰۳

      Trek

      trek trek

      گذشته‌ی ساده:

      trekked

      شکل سوم:

      trekked

      سوم‌شخص مفرد:

      treks

      وجه وصفی حال:

      trekking

      شکل جمع:

      treks

      معنی trek | جمله با trek

      verb - intransitive

      سفر (طولانی و به‌سختی) پیاده‌روی کردن، حرکت کردن، مسافرت کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The group will trek to the summit before noon.

      این گروه قبل‌ازظهر به‌سمت قله حرکت خواهد کرد.

      He loves to trek in remote areas where few people go.

      او عاشق پیاده‌روی در مناطق دورافتاده است که افراد کمی به آنجا می‌روند.

      noun countable C1

      سفر سفر (سخت و طولانی معمولاً پیاده)

      We embarked on a trek to explore the hidden valleys.

      ما برای کاوش در دره‌های پنهان، سفری را آغاز کردیم.

      She planned a three-day trek across the dense forest.

      او یک سفر سه‌روزه در میان جنگل انبوه را برنامه‌ریزی کرد.

      noun countable informal

      پیاده‌روی طولانی، پیاده‌روی سخت

      After a long trek in the woods, we finally reached the campsite.

      پس‌از یک پیاده‌روی طولانی در جنگل، بالاخره به محل کمپینگ رسیدیم.

      The trek through the mountains left us exhausted but exhilarated.

      پیاده‌روی سخت در میان کوه‌ها، ما را خسته اما شادمان کرد.

      verb - intransitive C1

      سفر (افریقای جنوبی) با گاری سفر کردن (که توسط گاو نر کشیده می‌شود)

      The explorers trekked across the desert, facing extreme heat and sandstorms.

      کاوشگران با گرمای شدید و طوفان‌های شن در سراسر صحرا با گاری سفر کردند.

      We decided to trek through South Africa, experiencing the countryside by ox wagon.

      ما تصمیم گرفتیم در آفریقای جنوبی با گاری سفر کنیم و حومه‌ی شهر را با گاری گاو تجربه کنیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد trek

      1. noun long journey
        Synonyms:
        trip travel hike march long haul tramp expedition odyssey slog footslog peregrination hegira
      1. verb journey
        Synonyms:
        travel walk hike roam range migrate march rove tramp trudge plod slog traipse hit the road be on the move be on the trail foot
        Antonyms:
        stay

      سوال‌های رایج trek

      گذشته‌ی ساده trek چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده trek در زبان انگلیسی trekked است.

      شکل سوم trek چی میشه؟

      شکل سوم trek در زبان انگلیسی trekked است.

      شکل جمع trek چی میشه؟

      شکل جمع trek در زبان انگلیسی treks است.

      وجه وصفی حال trek چی میشه؟

      وجه وصفی حال trek در زبان انگلیسی trekking است.

      سوم‌شخص مفرد trek چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد trek در زبان انگلیسی treks است.

      ارجاع به لغت trek

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «trek» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/trek

      لغات نزدیک trek

      • - trehalose
      • - treillage
      • - trek
      • - trekker
      • - trellis
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.