گذشتهی ساده:
gripedشکل سوم:
gripedسومشخص مفرد:
gripesوجه وصفی حال:
grippingشکایت، گلایه، شکوه، گِله، ناله، غر، غرولند
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
He always has a gripe about the weather.
او همیشه از آبوهوا گِله دارد.
Students' main gripe is the difficulty of the exam.
گلایهی اصلی دانشآموزان سختیِ امتحان است.
Her only gripe was the long wait at the doctor's office.
تنها شکایت او انتظار طولانی در مطب پزشک بود.
What's your gripe?
حرف حسابت چیه؟
شکایت کردن، گلایه کردن، شکوه کردن، گِله کردن، ناله کردن، غر زدن، غرولند کردن، نالیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He's always griping about his coworkers.
او همیشه از همکارانش شکایت میکند.
She griped that the service was too slow.
او گِله کرد که سرویس خیلی کند بود.
Parents often gripe when homework increases.
وقتی تکالیف بیشتر میشود، والدین اغلب شکایت میکنند.
Quit griping!
دست از غرولند بردار!
دلدرد گرفتن، دلپیچه گرفتن
She often griped after eating dairy products.
او اغلب بعداز خوردن لبنیات دلپیچه میگیرد.
He griped all morning, unable to work.
او تا ظهر دلدرد گرفت و نتوانست کار کند.
After the fish, he began to gripe and doubled over in pain.
بعداز خوردن ماهی، او دلپیچه گرفت و از درد دولا شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «gripe» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gripe