آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

      Gripe

      ɡraɪp ɡraɪp

      گذشته‌ی ساده:

      griped

      شکل سوم:

      griped

      سوم‌شخص مفرد:

      gripes

      وجه وصفی حال:

      gripping

      معنی gripe | جمله با gripe

      noun countable informal B2

      شکایت، گلایه، شکوه، گِله، ناله، غر، غرولند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      He always has a gripe about the weather.

      او همیشه از آب‌وهوا گِله دارد.

      Students' main gripe is the difficulty of the exam.

      گلایه‌ی اصلی دانش‌آموزان سختیِ امتحان است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her only gripe was the long wait at the doctor's office.

      تنها شکایت او انتظار طولانی در مطب پزشک بود.

      What's your gripe?

      حرف حسابت چیه؟

      verb - intransitive informal

      شکایت کردن، گلایه کردن، شکوه کردن، گِله کردن، ناله کردن، غر زدن، غرولند کردن، نالیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He's always griping about his coworkers.

      او همیشه از همکارانش شکایت می‌کند.

      She griped that the service was too slow.

      او گِله کرد که سرویس خیلی کند بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Parents often gripe when homework increases.

      وقتی تکالیف بیشتر می‌شود، والدین اغلب شکایت می‌کنند.

      Quit griping!

      دست از غرولند بردار!

      verb - intransitive C1

      دل‌درد گرفتن، دل‌پیچه گرفتن

      She often griped after eating dairy products.

      او اغلب بعداز خوردن لبنیات دل‌پیچه می‌گیرد.

      He griped all morning, unable to work.

      او تا ظهر دل‌درد گرفت و نتوانست کار کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After the fish, he began to gripe and doubled over in pain.

      بعداز خوردن ماهی، او دل‌پیچه گرفت و از درد دولا شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gripe

      1. noun complaint
        Synonyms:
        objection grievance distress pain ache ailing illness disorder affliction grumble grouse moan groan indisposition infirmity pang
        Antonyms:
        praise compliment flattery
      1. noun strong hold
        Synonyms:
        grip grasp grab clutch clench clasp clamp tenure grapple clinch crunch
      1. verb complain
        Synonyms:
        grumble groan moan carp grouse whine murmur mutter fuss nag crab kvetch bellyache squawk yammer yawp take on blow off
        Antonyms:
        praise compliment
      1. verb pain, annoy
        Synonyms:
        hurt bother irritate annoy disturb vex ache pinch squeeze press compress cramp
        Antonyms:
        soothe please

      ارجاع به لغت gripe

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gripe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gripe

      لغات نزدیک gripe

      • - griot
      • - grip
      • - gripe
      • - griper
      • - grippe
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.