آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Cramp

      kræmp kræmp

      گذشته‌ی ساده:

      cramped

      شکل سوم:

      cramped

      سوم‌شخص مفرد:

      cramps

      شکل جمع:

      cramps

      معنی cramp | جمله با cramp

      noun verb - transitive

      چنگه، چنگوک، گرفتگی عضلات، انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد، درد شکم، محدودکننده، حصار، سیخ دار کردن، محدود کردن، در قید گذاشتن، جا تنگ کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      a painful cramp in the left leg

      گرفتگی دردناک عضلات پای چپ

      His fingers were cramped for lack of movement.

      به واسطه‌ی بی‌تحرکی انگشتانش سفت و قولنجی شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      prisoners cramped in chains

      زندانیانی که در غل و زنجیر گرفتار شده بودند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cramp

      1. noun muscle spasm
        Synonyms:
        pain ache twinge stitch kink contraction spasm convulsion stiffness crick shooting pain obstruction restriction impediment hindrance confinement stricture circumscription charley horse pang
      1. verb hinder, restrain
        Synonyms:
        limit restrict obstruct impede hamper constrain inhibit check confine encumber restrain hinder shackle handicap fasten grip clamp clasp object circumscribe thwart stymie coop up box up bottle up hamstring
        Antonyms:
        allow release let go

      Idioms

      writer's cramp

      ناتوانی موقتی نویسنده (که جلو خلاقیت او را می‌گیرد)

      cramp one's style

      (عامیانه) مخل کار کسی شدن

      سوال‌های رایج cramp

      گذشته‌ی ساده cramp چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cramp در زبان انگلیسی cramped است.

      شکل سوم cramp چی میشه؟

      شکل سوم cramp در زبان انگلیسی cramped است.

      شکل جمع cramp چی میشه؟

      شکل جمع cramp در زبان انگلیسی cramps است.

      وجه وصفی حال cramp چی میشه؟

      وجه وصفی حال cramp در زبان انگلیسی cramping است.

      سوم‌شخص مفرد cramp چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cramp در زبان انگلیسی cramps است.

      ارجاع به لغت cramp

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cramp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cramp

      لغات نزدیک cramp

      • - crammed
      • - cramoisy or cramoisie
      • - cramp
      • - cramp one's style
      • - cramped
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.