فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Twinge

twɪndʒ twɪndʒ

معنی و نمونه‌جمله

noun verb - transitive adverb

دور زدن، پیچیدن، درد کشیدن، تیر کشیدن، نیش، سوزش، سرزنش وجدان، درد شدید و ناگهانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

a twinge of conscience

عذاب وجدان

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد twinge

  1. noun sharp pain
    Synonyms:
    ache pain throb smart stitch pinch stab pang spasm twitch tweak twist gripe misery prick bite shiver tic throe lancination

ارجاع به لغت twinge

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «twinge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/twinge

لغات نزدیک twinge

پیشنهاد بهبود معانی