Contraction

kənˈtrækʃn kənˈtrækʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    contractions

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun
انقباض، اختصار، ادغام، هم کشیدن، ترنجیدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
- the contraction of the rectal muscle
- انقباض (هم‌کشی) عضله‌ی مقعد
- "She's" is a contraction of "she is."
- «she's» مخفف «she is» است.
- a period of contraction in economic activities
- دوران رکود فعالیت‌های اقتصادی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد contraction

  1. noun drawing in; shortening
    Synonyms:
    reduction decrease abbreviation shortening compression shrinkage diminution omission withdrawal abridgment condensation deflation recession curtailment lessening narrowing tightening decreasing reducing shrinking confining tensing evaporation abridging condensing deflating diminishing drawing together dwindling cutting down lopping receding shrivelling abbreviating confining elision evaporating omitting curtailing withdrawing
    Antonyms:
    increase expansion extension enlargement lengthening amplification stretch dilation spread

ارجاع به لغت contraction

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «contraction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contraction

لغات نزدیک contraction

پیشنهاد بهبود معانی