Abridgment

əˈbrɪdʒmənt əˈbrɪdʒmənt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    abridgments

توضیحات

این لغت در انگلیسی بریتانیایی به‌صورت abridgement نوشته می‌شود.

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable
(کتاب و نمایشنامه و نوشته و غیره) شکل کوتاه‌شده، نسخه‌ی کوتاه‌شده، خلاصه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- This is an abridgement of the novel.
- این نوشته شکل کوتاه‌شده‌ی این رمان است.
- a 50-page abridgment
- خلاصه‌ی ۵۰ صفحه‌ای
noun uncountable
(کوتاه‌تر کردن کتاب یا نمایشنامه یا هر نوشته‌ی دیگر با حذف برخی جزئیات یا اطلاعات) موجز و مختصر کردن، کوتاه‌سازی، خلاصه‌سازی، تلخیص، خلاصه‌نویسی
- Drastic abridgment makes this story even more difficult to understand.
- تلخیص مفرط درک این داستان را سخت‌تر می‌کند.
- This version of the play is marred by some awkward abridgement.
- خلاصه‌سازی ناشیانه به این نمایشنامه خدشه وارد کرده است.
noun countable uncountable
(حقوق و آزادی و غیره) محدودسازی، محدود کردن
- abridgment of rights
- محدود کردن حقوق
- the abridgement of human liberty
- محدودسازی آزادی انسان
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد abridgment

  1. noun the act of reducing or shortening
    Synonyms:
    reduction cutting shortening
  1. noun a shortened form of a work
    Synonyms:
    summary abbreviation abstract synopsis brief outline digest reduction condensation abridgement epitome précis compendium curtailment decrease lessening compend encapsulation sketch breviary diminution precis capsule condensed version condensed form edited version cut version short-form capsule form thumbnail sketch deprivement disburdenment disentitlement

ارجاع به لغت abridgment

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abridgment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/abridgment

لغات نزدیک abridgment

پیشنهاد بهبود معانی