آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آذر ۱۴۰۲

      Shortening

      ˈʃɔːrtnɪŋ ˈʃɔːtnɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      shortened

      شکل سوم:

      shortened

      سوم‌شخص مفرد:

      shortens

      شکل جمع:

      shortenings

      معنی shortening | جمله با shortening

      noun uncountable

      انگلیسی آمریکایی غذا و آشپزی چرب‌مایه، روغن تردکننده‌ی شیرینی، روغن قنادی، شورتنینگ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      I ran out of shortening, so I had to make a quick trip to the store before I could start baking.

      چرب‌مایه تمام شده بود، بنابراین قبل از اینکه بتوانم پخت را شروع کنم، مجبور شدم سریع به فروشگاه بروم.

      I prefer using vegetable shortening in my recipes.

      ترجیح می‌دهم از شورتنینگ گیاهی در دستورهای پخت استفاده کنم.

      noun uncountable

      کوتاه‌سازی، عمل کوتاه شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The shortening of the school day was met with mixed reactions from students and parents.

      کوتاه‌سازی روز مدرسه (در برابر روز تعطیل) با واکنش‌های متفاوت دانش‌آموزان و والدین مواجه شد.

      The shortening of the skirt made it more appropriate for the occasion.

      کوتاه شدن دامن آن را برای این مناسبت مناسب‌تر می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shortening

      1. verb reduce in scope while retaining essential elements
        Synonyms:
        decreasing reducing limiting lessening restricting contracting shrinking trimming cutting curtailing abbreviating condensing compressing diminishing confining circumscribing depriving restraining clipping chopping docking truncating lopping nipping epitomizing slashing bowdlerizing expurgating bobbing castrating
        Antonyms:
        increasing growing enlarging lengthening elongating amplifying
      1. noun
        Synonyms:
        reduction abbreviation contraction curtailment abridgment retrenchment lard oleo suet

      سوال‌های رایج shortening

      گذشته‌ی ساده shortening چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shortening در زبان انگلیسی shortened است.

      شکل سوم shortening چی میشه؟

      شکل سوم shortening در زبان انگلیسی shortened است.

      شکل جمع shortening چی میشه؟

      شکل جمع shortening در زبان انگلیسی shortenings است.

      سوم‌شخص مفرد shortening چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shortening در زبان انگلیسی shortens است.

      ارجاع به لغت shortening

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shortening» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shortening

      لغات نزدیک shortening

      • - shorten
      • - shortener
      • - shortening
      • - shortfall
      • - shorthair
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.