آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

    Shortfall

    ˈʃɔːrtfɒːl ˈʃɔːtfɔːl

    معنی shortfall | جمله با shortfall

    noun countable

    (پول و بودجه و غیره) کسری، کمبود، کسر، کم‌داشت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    a budget shortfall

    کسر بودجه

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shortfall

    1. noun deficit; imperfection
      Synonyms:
      deficiency lack shortage inadequacy insufficiency flaw default shortcoming incompleteness loss arrears defectiveness in the red red ink insufficience underage

    سوال‌های رایج shortfall

    معنی shortfall به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «shortfall» در زبان فارسی به «کسری» یا «کمبود» ترجمه می‌شود.

    «Shortfall» به وضعیتی اشاره دارد که در آن میزان واقعی چیزی کمتر از میزان مورد انتظار، مورد نیاز یا پیش‌بینی شده باشد. این واژه می‌تواند درباره‌ی منابع مالی، کالاها، مواد اولیه، نیروی انسانی یا حتی زمان مورد استفاده قرار گیرد و نشان‌دهنده‌ی یک شکاف میان آنچه وجود دارد و آنچه لازم است، باشد. Shortfall اغلب به چالش‌ها و مشکلات عملی یا برنامه‌ریزی اشاره دارد و تحلیل آن برای رفع کمبودها و بهبود عملکرد اهمیت زیادی دارد.

    در اقتصاد و مدیریت، shortfall نقش مهمی در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دارد. برای مثال، کسری بودجه یا shortfall در درآمد شرکت می‌تواند موجب نیاز به کاهش هزینه‌ها، بازنگری در برنامه‌های مالی یا جستجوی منابع جدید شود. شناسایی و مدیریت shortfall به مدیران و تصمیم‌گیرندگان کمک می‌کند تا از بحران‌های احتمالی جلوگیری کنند و برنامه‌ها را به گونه‌ای تنظیم کنند که کمبودها به حداقل برسد.

    از دیدگاه عملیاتی، shortfall می‌تواند به معنای ناکافی بودن موجودی کالا، تأمین مواد اولیه یا نیروی کار باشد. چنین وضعیتی ممکن است باعث تأخیر در تولید، کاهش کیفیت خدمات یا نارضایتی مشتریان شود. مدیریت صحیح shortfall شامل پیش‌بینی دقیق نیازها، ایجاد ذخایر مناسب و واکنش سریع به کمبودهای غیرمنتظره است. این فرآیند، نقش حیاتی در حفظ عملکرد مستمر و کارآمد سازمان دارد.

    در زندگی روزمره نیز مفهوم shortfall قابل مشاهده است. برای مثال، کمبود زمان برای انجام وظایف یا کسری منابع مالی برای خرید نیازهای ضروری نمونه‌هایی از این وضعیت هستند. درک و مدیریت shortfall در زندگی شخصی به فرد کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری بگیرد، منابع خود را بهینه مصرف کند و از مشکلات احتمالی جلوگیری نماید.

    shortfall یادآور این است که کمبود و کسری بخشی طبیعی از فرآیندهای اقتصادی، سازمانی و زندگی روزمره است. شناسایی به موقع آن و اتخاذ تدابیر مناسب، راهی برای پیشگیری از مشکلات بزرگتر و بهبود برنامه‌ریزی‌هاست. این مفهوم نشان می‌دهد که آگاهی و مدیریت دقیق منابع، از اهمیت بالایی برخوردار است و توانایی انسان در مقابله با کمبودها، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت فردی و جمعی دارد.

    ارجاع به لغت shortfall

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «shortfall» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shortfall

    لغات نزدیک shortfall

    • - shortener
    • - shortening
    • - shortfall
    • - shorthair
    • - shorthand
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.