Arrears

əˈrɪrz əˈrɪəz
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • plural
    وامی که موعد بازپس‌دهی آن گذشته است، بدهی نکول‌شده، بدهی پس‌افتاده، دیون معوقه
    • - He vanished leaving massive arrears.
    • - غیبش زد و بدهی‌های نپرداخته‌ی عظیمی به‌جا گذاشت.
    • - arrears payment
    • - پرداخت وام‌ها یا اقساط نکول‌شده/ پرداخت وام‌های معوق
  • plural
    (تعهد یا مسئولیت و غیره) انجام نشده، نا انجام
    • - His landlord complained that his rent was in arrears.
    • - صاحب‌خانه‌اش شکایت کرد که در پرداخت اجاره نکول کرده است./ از پرداخت اجاره خودداری کرده‌است.
    • - You are five months in arrears.
    • - شما (در پرداخت یا انجام) پنج ماه تأخیر کرده‌اید.
    • - She was paid every four weeks in arrears.
    • - حقوق او در پایان هر چهار هفته پرداخت میشد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد arrears

  1. noun debt
    Synonyms: back payment, balance due, claim, debit, deficiency, deficit, liability, obligation, unpaid bill

Collocations

  • in arrear(s)

    انجام‌نشده، نکول‌شده، نکولی، معوق، عقب، پس‌افتاده / (انگلیس) پرداخت (حقوق و غیره) در آخر مدت نه پیشاپیش

ارجاع به لغت arrears

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «arrears» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/arrears

لغات نزدیک arrears

پیشنهاد بهبود معانی