آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

    Growing

    ˈɡroʊ.ɪŋ ˈɡrəʊ.ɪŋ

    معنی growing | جمله با growing

    adjective B2

    رو‌به‌افزایش، درحال رشد، فزاینده

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    The company is facing growing pressure from the public.

    این شرکت با فشار فزاینده‌ای از سوی مردم مواجه است.

    A growing number of students are choosing to study abroad.

    تعداد روبه‌رشدی از دانشجویان تحصیل در خارج از کشور را انتخاب می‌کنند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد growing

    1. adjective increasing
      Synonyms:
      expanding developing enlarging augmenting spreading swelling maturing flourishing thriving waxing dilating stretching sprouting mushrooming burgeoning crescent germinating crescive amplifying pullulating living animate viable fructifying
      Antonyms:
      lessening shrinking withering

    Collocations

    growing disparity

    اختلاف فزاینده/نابرابری رو به رشد

    لغات هم‌خانواده growing

    noun
    grower, growth, undergrowth, outgrowth, overgrowth
    adjective
    growing, grown, overgrown
    verb - intransitive
    grow
    verb - transitive
    outgrow

    سوال‌های رایج growing

    معنی growing به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «growing» در زبان فارسی به «رو به رشد» یا «در حال رشد» ترجمه می‌شود.

    مفهوم «رو به رشد» به فرآیندی اشاره دارد که در آن یک موجود، پدیده، مهارت یا وضعیت به تدریج بزرگ‌تر، قوی‌تر یا توسعه‌یافته‌تر می‌شود. این واژه می‌تواند در زمینه‌های مختلف زندگی، از طبیعت گرفته تا علوم انسانی و توسعه‌ی فردی به کار رود و نشان‌دهنده‌ی حرکت رو به جلو و تکامل است.

    در زمینه‌ی طبیعت و زیست‌شناسی، واژه‌ی «در حال رشد» به گیاهان، حیوانات و حتی انسان‌ها اشاره دارد که در طول زمان تغییر کرده و به بلوغ یا پختگی می‌رسند. رشد گیاهان و درختان، بهبود ساختار و عملکرد آن‌ها و افزایش توانایی‌های طبیعی‌شان نمونه‌ای از این مفهوم است و نشان‌دهنده‌ی حیات و پویایی طبیعت است.

    در حوزه‌ی اقتصادی و اجتماعی، واژه‌ی «رو به رشد» برای توصیف کسب‌وکارها، بازارها یا جوامعی به کار می‌رود که در حال توسعه و افزایش توانایی‌ها، منابع و دستاوردهای خود هستند. رشد اقتصادی می‌تواند با افزایش تولید، بهبود کیفیت خدمات، توسعه‌ی زیرساخت‌ها و ارتقای سطح زندگی مردم همراه باشد.

    در زندگی شخصی و مهارت‌های فردی، «در حال رشد بودن» به توانایی‌ها و مهارت‌های فرد اشاره دارد که با یادگیری، تجربه و تمرین بهبود می‌یابند. این نوع رشد نشان‌دهنده‌ی توسعه‌ی فردی، افزایش اعتماد به نفس و آمادگی برای مواجهه با چالش‌های جدید است.

    واژه‌ی «growing» همچنین می‌تواند به جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی اشاره داشته باشد، جایی که ارزش‌ها، هنرها یا ابتکارات به تدریج شکل می‌گیرند و توسعه می‌یابند. این واژه نمایانگر فرآیند تکامل، پیشرفت و پویایی در جنبه‌های مختلف زندگی است و نشان می‌دهد که هیچ چیز ایستا نیست و همه چیز قابلیت تغییر و بهبود دارد.

    ارجاع به لغت growing

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «growing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/growing

    لغات نزدیک growing

    • - grow up
    • - grower
    • - growing
    • - growing disparity
    • - growing pains
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.