آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Animate

    ˈænəmət ˈænəmeɪt ˈænɪmət ˈænɪmeɪt

    گذشته‌ی ساده:

    animated

    شکل سوم:

    animated

    سوم‌شخص مفرد:

    animates

    وجه وصفی حال:

    animating

    صفت تفضیلی:

    more animate

    صفت عالی:

    most animate

    معنی animate | جمله با animate

    adjective

    جاندار، زنده، زی‌روح

    the study of the natural world, both animate and inanimate

    مطالعه‌ی عالم طبیعت، هم جاندار و هم بی‌جان

    The forest was full of animate creatures like deer, birds, and squirrels.

    جنگل پر از موجودات زنده‌ای مانند گوزن، پرندگان و سنجاب بود.

    verb - transitive

    سر حال آوردن، به شوق آوردن، سرزنده کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    His jokes animated the audience.

    لطیفه‌های او حضار را سر حال آورد.

    The lively music seemed to animate the crowd, causing everyone to start dancing.

    به نظر می‌رسید که موسیقی پرجنب‌وجوش جمعیت را به شوق آورد و باعث شد همه شروع به رقصیدن کنند.

    adjective

    سرزنده

    The children's faces were animate.

    صورت بچه‌ها سرزنده بود.

    The garden was filled with animate butterflies fluttering from flower to flower.

    باغ پر از پروانه‌های سرزنده‌ای بود که از گلی به گل دیگر می‌رفتند.

    verb - transitive

    برانگیختن، ترغیب کردن، روحیه دادن

    The desire to surpass animated Hassan to continue his education.

    میل برتری‌جویی حسن را برانگیخت که تحصیلات خود را ادامه دهد.

    The coach's inspiring words were enough to animate the team to victory.

    سخنان الهام‌بخش مربی برای روحیه دادن به تیم برای پیروزی کافی بود.

    verb - transitive

    زنده کردن، جان دادن، زندگی بخشیدن

    The scientist was able to animate a dead frog back to life.

    این دانشمند توانست به قورباغه‌ی مرده جان بدهد.

    The wizard used his magic to animate the inanimate objects in the room.

    جادوگر از جادوی خود برای جان دادن به اجسام بی‌جان در اتاق استفاده کرد.

    verb - transitive

    به حرکت درآوردن، متحرک کردن

    The breeze animated the leaves.

    نسیم برگ‌ها را به حرکت درآورد.

    She learned to animate puppets for the school play.

    او یاد گرفت که عروسک‌های نمایشی را برای نمایش مدرسه به حرکت درآورد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The wind animated the leaves.

    باد برگ‌ها را به حرکت درآورد.

    verb - transitive

    به‌صورت کارتون درآوردن، به حرکت درآوردن (در کارتون)

    to animate a children's tale

    داستان کودکان را به‌صورت کارتون درآوردن

    to animate puppets

    (از طریق ریسمان و غیره) عروسکها را به حرکت درآوردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد animate

    1. adjective alive
      Synonyms:
      living alive live breathing vital moving mortal viable zoetic
      Antonyms:
      dead
    1. adjective lively
      Synonyms:
      happy active spirited alert animated dynamic energized vivacious gay activated
      Antonyms:
      quiet dull discouraged spiritless
    1. verb bring to life
      Synonyms:
      revive stimulate excite encourage inspire move urge arouse activate fire rouse stir quicken spark cheer invigorate liven vitalize gladden hearten instigate enliven embolden energize impel kindle inform make alive spur vivify revivify exalt inspirit
      Antonyms:
      kill deaden discourage

    سوال‌های رایج animate

    گذشته‌ی ساده animate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده animate در زبان انگلیسی animated است.

    شکل سوم animate چی میشه؟

    شکل سوم animate در زبان انگلیسی animated است.

    وجه وصفی حال animate چی میشه؟

    وجه وصفی حال animate در زبان انگلیسی animating است.

    سوم‌شخص مفرد animate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد animate در زبان انگلیسی animates است.

    صفت تفضیلی animate چی میشه؟

    صفت تفضیلی animate در زبان انگلیسی more animate است.

    صفت عالی animate چی میشه؟

    صفت عالی animate در زبان انگلیسی most animate است.

    ارجاع به لغت animate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «animate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/animate

    لغات نزدیک animate

    • - animalization
    • - animalize
    • - animate
    • - animated
    • - animated cartoon
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.