آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

      Mortal

      ˈmɔːrtl ˈmɔːtl

      شکل جمع:

      mortals

      معنی mortal | جمله با mortal

      adjective noun

      فانی، فناپذیر، از بین رونده، مردنی، مرگ اور، مهلک، مرگبار، کشنده، خونین، مخرب، انسان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      We are all mortal, only You are immortal.

      ما همه فانی و بقا بس تو راست.

      all mortal beings

      همه‌ی موجودات فانی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Socrates is mortal.

      سقراط میرا است.

      She got all the mortal things that she had wished for.

      او همه‌ی چیزهای دنیوی را که خواسته بود به‌دست آورد.

      a mortal disease

      بیماری کشنده

      a mortal wound

      زخم مهلک

      mortal combat

      نبرد بی‌امان

      mortal enemy

      دشمن جان

      mortal terror

      وحشت شدید

      The show lasted four mortal hours.

      نمایش چهار ساعت طاقت‌فرسا ادامه داشت.

      This gadget is ruined and of no mortal good to anyone.

      این دستگاه خراب است و فایده‌ی قابل‌تصوری برای هیچ‌کس ندارد.

      Rape is a mortal sin.

      زنای به عنف، گناه کبیره است.

      We mortals don't know what is really good for us.

      ما انسان‌ها نمی‌دانیم صلاحمان واقعاً چیست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mortal

      1. adjective deadly
        Synonyms:
        fatal lethal killing grave severe extreme terrible destructive dire intense grim poisonous malignant grievous great deathly bitter ending last murderous relentless ruthless merciless unrelenting noxious pestilent pestilential mortiferous death-dealing monstrous terminal
        Antonyms:
        lifegiving refreshing invigorating permanent
      1. adjective human
        Synonyms:
        earthly worldly corporeal animate temporal frail weak bipedal creatural finite impermanent ephemeral transient perishable passing momentary fading precarious fugacious sublunary evanescent ecce homo
        Antonyms:
        animal inhuman plant immortal
      1. noun human being
        Synonyms:
        person individual human being man woman creature body soul character party earthling living soul personage naked ape animal
        Antonyms:
        animal plant

      سوال‌های رایج mortal

      شکل جمع mortal چی میشه؟

      شکل جمع mortal در زبان انگلیسی mortals است.

      ارجاع به لغت mortal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mortal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mortal

      لغات نزدیک mortal

      • - mort
      • - mortadella
      • - mortal
      • - mortality
      • - mortality table
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.