آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ شهریور ۱۴۰۵

      Malignant

      məˈlɪɡnənt məˈlɪɡnənt

      صفت تفضیلی:

      more malignant

      صفت عالی:

      most malignant

      معنی malignant | جمله با malignant

      adjective B2

      پزشکی بدخیم، خطرناک (بیماری یا تومور)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The tumor in his eye is malignant.

      غده‌ی درون چشم او بدخیم است.

      Early detection is crucial for improving prognosis in patients diagnosed with malignant tumors, as timely intervention can significantly enhance treatment outcomes.

      تشخیص زودهنگام برای بهبود پیش‌آگهی در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم حیاتی است؛ زیرا درمان به‌موقع می‌تواند نتایج درمان را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Understanding the cellular mechanisms that drive the uncontrolled proliferation of malignant cells is fundamental to developing effective targeted therapies.

      درک مکانیسم‌های سلولی که تکثیر کنترل‌نشده‌ی سلول‌های بدخیم را هدایت می‌کنند، برای توسعه‌ی درمان‌های هدفمند مؤثر اساسی است.

      adjective noun countable formal C1

      قدیمی کینه‌جو، بدخواه، بدجنس، متمرد، سرکش، بدطینت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      They believed in the malignant power of the stars.

      آنان به نیروی بدطینت ستارگان اعتقاد داشتند.

      a malignant enemy

      دشمن بدخواه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      her malignant thoughts

      اندیشه‌های بدجنس او

      adjective

      مضر، خطرناک، زیان‌آور، صدمه‌رسان، مخرب

      The proliferation of misinformation on social media can have a malignant effect on public discourse, eroding trust in factual reporting.

      تکثیر اطلاعات نادرست در رسانه‌های اجتماعی می‌تواند تأثیر مخربی بر گفتمان عمومی داشته باشد و اعتماد به گزارش‌های واقعی را از بین ببرد.

      The professor elaborated on how certain economic policies, if unchecked, could lead to a malignant cycle of inflation and unemployment.

      استاد توضیح داد که چگونه برخی سیاست‌های اقتصادی اگر کنترل نشوند می‌توانند منجر به چرخه‌ی خطرناک از تورم و بیکاری شوند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد malignant

      1. adjective diseased
        Synonyms:
        deadly fatal lethal poisonous destructive mortal pestilential cancerous internecine
        Antonyms:
        harmless benign uncancerous

      سوال‌های رایج malignant

      صفت تفضیلی malignant چی میشه؟

      صفت تفضیلی malignant در زبان انگلیسی more malignant است.

      صفت عالی malignant چی میشه؟

      صفت عالی malignant در زبان انگلیسی most malignant است.

      ارجاع به لغت malignant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «malignant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/malignant

      لغات نزدیک malignant

      • - malignancecy
      • - malignancy
      • - malignant
      • - maligner
      • - malignity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.