آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Human

      ˈhjuːmən ˈhjuːmən ˈhjuːmən

      شکل جمع:

      humans

      صفت تفضیلی:

      more human

      صفت عالی:

      most human

      معنی human | جمله با human

      noun adjective B1

      انسانی، دارای خوی انسانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      human voices

      صدای انسان‌ها

      the human race

      نژاد بشر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the commonest human diseases

      رایج‌ترین بیماری‌های انسان

      human progress

      پیشرفت انسان‌ها

      human societies

      جوامع بشری

      in the course of human history

      در طول تاریخ بشر

      (A. Pope) to err is human; to forgive, divine.

      خطاکار انسان است، بخشش‌کار خداوند.

      due to human error and not because of machine malfunction

      به‌‌دلیل لغزش انسان و نه به واسطه‌ی بد کار کردن ماشین

      a human characteristic

      یک ویژگی انسانی

      Don't expect miracles from him -- He's only human!

      از او انتظار معجزه نداشته باش - انسانی بیش نیست!

      Dying patients were more in need of human touch than medicine.

      بیماران مردنی به تماس دست یک انسان بیشتر نیاز داشتند تا به دارو.

      a human act

      یک عمل انسانی

      Humans are more intelligent than animals.

      انسان‌ها از حیوانات باهوش‌ترند.

      no wonder if humans become overjoyed....

      آدمی‌زاده اگر بر طرب آید چه عجب ....

      He considered human beings as worse than bugs.

      او انسان‌ها را پست‌تر از حشرات می‌دانست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد human

      1. adjective characteristic of people
        Synonyms:
        personal individual mortal fallible vulnerable anthropomorphic civilized animal bipedal biped fleshly forgivable creatural hominid hominine hominal humanistic anthropological ethnologic ethological
        Antonyms:
        immortal inhuman unmanly
      1. noun person, Homo sapiens
        Synonyms:
        individual creature being body life child character mortal soul biped personage wight
        Antonyms:
        inanimate immortal abstract plant nonentity

      Collocations

      human being, n.

      1- انسان، آدم، آدمی، بشر، انس، آدمی‌زاد، آدمی‌زاده

      2- شخص، فرد

      human interest

      (مجله و روزنامه و غیره) مطلب موردتوجه مردم (مثلاً شرح رویدادهایی که جنبه انسانی دارد)

      لغات هم‌خانواده human

      noun
      human, humanism, humanity, humanitarian, humanitarianism, humankind, humanoid
      adjective
      human, superhuman, subhuman, humane, humanitarian, humanoid
      verb - transitive
      humanize
      adverb
      humanly, humanely

      سوال‌های رایج human

      شکل جمع human چی میشه؟

      شکل جمع human در زبان انگلیسی humans است.

      صفت تفضیلی human چی میشه؟

      صفت تفضیلی human در زبان انگلیسی more human است.

      صفت عالی human چی میشه؟

      صفت عالی human در زبان انگلیسی most human است.

      ارجاع به لغت human

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «human» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/human

      لغات نزدیک human

      • - hullabaloo
      • - hum
      • - human
      • - human being, n.
      • - human immunodeficiency virus
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.