آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ اسفند ۱۴۰۳

      Nonentity

      ˌnɑːˈnent̬ət̬i nɒˈnentəti

      شکل جمع:

      nonentities

      معنی nonentity | جمله با nonentity

      noun countable

      بی‌خاصیت، بی‌اهمیت، بی‌ارزش، بی‌کفایت، بی‌تأثیر

      Before his controversial book, he was considered a literary nonentity.

      قبل‌از کتاب جنجالی‌اش، او نویسنده‌ای بی‌اهمیت محسوب می‌شد.

      The new candidate was dismissed as a political nonentity.

      نامزد جدید به‌عنوان چهره‌ی سیاسی بی‌تأثیر، نادیده گرفته شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite his efforts, he was always treated as a nonentity in the company.

      باوجود تلاش‌هایش، همیشه در شرکت فردی بی‌ارزش در نظر گرفته می‌شد.

      The new government is composed of a bunch of nonentities.

      دولت جدید از گروهی تشکیل شده که بود و نبودشان فرقی ندارد.

      noun uncountable

      گمنامی، بی‌اهمیتی، محو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      His career was on the brink of nonentity until he got a breakthrough role.

      حرفه‌اش در آستانه‌‌ی محو شدن بود تا اینکه نقش مهمی به او داده شد.

      Many artists fear falling into nonentity if they don’t produce new work regularly.

      بسیاری از هنرمندان می‌ترسند که در صورت عدم تولید کار جدید، گمنام شوند.

      noun countable

      وهمی، خیالی، غیرواقعی

      The monster under the bed is a nonentity, a figment of a child's imagination.

      هیولای زیر تخت موجودی غیرواقعی است، ساخته‌وپرداخته‌ی تخیلات کودک.

      Unicorns and dragons remain enchanting nonentities in folklore.

      اسب‌های تک‌شاخ و اژدها موجودات خیالی جذاب در داستان‌های محلی باقی می‌مانند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some philosophers argue that free will is a nonentity.

      برخی از فیلسوفان استدلال می‌کنند که اراده‌ی آزاد، مفهوم غیرواقعی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nonentity

      1. noun the state of not existing
        Synonyms:
        nonexistence
        Antonyms:
        existence
      1. noun person of little importance
        Synonyms:
        nothing zero cipher small potato lightweight wimp insignificancy menial squirt zip parvenu upstart nix
        Antonyms:
        somebody

      سوال‌های رایج nonentity

      شکل جمع nonentity چی میشه؟

      شکل جمع nonentity در زبان انگلیسی nonentities است.

      ارجاع به لغت nonentity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nonentity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nonentity

      لغات نزدیک nonentity

      • - none too
      • - nonego
      • - nonentity
      • - nonequality gate
      • - nonerasable storage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.