آدم بزدل، آدم ترسو، آدم بیعرضه، آدم ریغو، آدم ضعیف، آدم بیاراده، آدم بیخاصیت، آدم توسریخور
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In the classroom debate, students criticized the protagonist as a wimp for avoiding responsibility in the group project.
در بحث کلاسی، دانشآموزان شخصیت اصلی را بهخاطر اجتناب از مسئولیت در پروژهی گروهی، آدم بزدل توصیف کردند.
When giving feedback, the instructor cautioned against calling a student a wimp because it undermines constructive criticism.
هنگام ارائهی بازخورد، مدرس هشدار داد که یک دانشآموز را آدم بیعرضه خطاب نکنند؛ زیرا نقد سازنده را تضعیف میکند.
A study in the psychology course showed that children called a wimp by peers were less likely to engage in cooperative tasks.
یک مطالعه در درس روانشناسی نشان داد کودکانی که توسط همسالان آدم توسریخور خوانده میشدند، کمتر احتمال داشت در کارهای تعاونی شرکت کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «wimp» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wimp