آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آبان ۱۴۰۴

      Sissy

      ˈsɪsi ˈsɪsi

      شکل جمع:

      sissies

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: cissy

      معنی sissy | جمله با sissy

      noun countable informal

      پسر ترسو، ضعیف، نازک‌نارنجی، بچه‌ننه، بزدل، بی‌عرضه

      Stop acting like a sissy and stand up for yourself.

      مثل یه بی‌عرضه رفتار نکن و از خودت دفاع کن.

      Don’t be such a sissy; it’s just a little spider.

      این‌قدر ترسو نباش، فقط یه عنکبوت کوچیکه.

      adjective informal

      ترسو، ضعیف، نازک‌نارنجی، بچه‌ننه، بزدل، بی‌عرضه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Growing up, he was seen as a weak, sissy kid who never fought back.

      وقتی بزرگ می‌شد، به چشم یه بچه‌ی ضعیف و ترسو نگاهش می‌کردن که هیچ‌وقت از خودش دفاع نمی‌کرد.

      My cousins made fun of me for liking dolls, saying I was a sissy boy.

      پسرعموهام منو مسخره می‌کردن چون عروسک دوست داشتم و می‌گفتن پسر نازک‌نارنجی‌ام.

      adjective informal

      دخترانه، زنانه (فعالیت)

      They laughed and said cooking was a sissy thing to do.

      خندیدن و گفتن آشپزی کار دخترونه‌ایه.

      He refused to join the art class because his friends said it was sissy.

      حاضر نشد توی کلاس هنر شرکت کنه چون دوستاش گفتن کار دخترانه‌ایه.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sissy

      1. noun weakling
        Synonyms:
        wimp coward chicken pushover wuss crybaby baby yellow belly pansy jellyfish milksop pantywaist cream puff namby-pamby daisy momma’s boy

      سوال‌های رایج sissy

      شکل جمع sissy چی میشه؟

      شکل جمع sissy در زبان انگلیسی sissies است.

      ارجاع به لغت sissy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sissy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sissy

      لغات نزدیک sissy

      • - siskin
      • - sissified
      • - sissy
      • - sissy bar
      • - sister
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.