Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ تیر ۱۴۰۳

      Existence

      ɪɡˈzɪstns ɪɡˈzɪstns

      شکل جمع:

      existences

      معنی existence | جمله با existence

      noun uncountable B2

      وجود، هستی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Philosophers ponder the existence of other worlds.

      فیلسوفان در مورد وجود جهان‌های دیگر ژرف‌اندیشی می‌کنند.

      The existence of extraterrestrial life is a topic of much debate.

      وجود حیات فرازمینی موضوع بحث‌های زیادی است.

      noun uncountable B2

      موجودیت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The existence of this company was threatened by financial difficulties.

      موجودیت این شرکت با مشکلات مالی تهدید می‌شد.

      The ancient artifact may be damaged, but it is still in existence.

      این اثر باستانی ممکن است آسیب‌دیده باشد، اما هنوز موجودیت دارد.

      noun countable C1

      زندگی، زندگانی

      the difficult existence of fishermen in the south

      زندگی سخت ماهیگیران جنوب

      His existence was marked by poverty.

      زندگانی او با فقر همراه بود.

      noun uncountable

      وجود

      The international community is deeply concerned about the existence of war between those two countries.

      جامعه‌ی جهانی عمیقاً نگران وجود جنگ بین این دو کشور است.

      The existence of poverty is a harsh reality in many parts of the world.

      وجود فقر در بسیاری از نقاط جهان واقعیتی تلخ است.

      noun countable

      موجود

      In the realm of fantasy literature, dragons and unicorns are powerful existences.

      در قلمرو ادبیات فانتزی، اژدها و تک‌شاخ موجوداتی قدرتمند هستند.

      The diversity of existences in the natural world is truly astounding.

      تنوع موجودات در جهان طبیعی واقعاً شگفت‌انگیز است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد existence

      1. noun life
        Synonyms:
        being reality actuality world breath survival continuance continuation duration endurance entity essence presence something animation subsistence journey individuality hand one is dealt the big game rat race real world permanence perseverance lifing
        Antonyms:
        death inanimateness

      Collocations

      come into existence

      هستی یافتن، به وجود آمدن

      in existence

      موجود، هستی مند

      pass out of existence

      از میان رفتن، نابود شدن

      لغات هم‌خانواده existence

      noun
      existence, existent, existentialism, existentialist, coexistence
      adjective
      existent, existing, pre-existing, existential, existentialist
      verb - intransitive
      exist, coexist

      سوال‌های رایج existence

      شکل جمع existence چی میشه؟

      شکل جمع existence در زبان انگلیسی existences است.

      ارجاع به لغت existence

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «existence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/existence

      لغات نزدیک existence

      • - eximious
      • - exist
      • - existence
      • - existent
      • - existential
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.