آیکن بنر

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها تا ۲۲ شهریور تمدید شد.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها تا ۲۲ شهریور تمدید شد.

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ تیر ۱۴۰۳

      Survival

      sərˈvaɪvl səˈvaɪvl

      شکل جمع:

      survivals

      معنی survival | جمله با survival

      adjective noun uncountable B2

      ابقا، بقا، پایندگی، ماندگاری، زنده ماندن، دوام

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      the survival of the soul after death

      پایندگی روح پس از مرگ

      The key to survival is adaptability.

      کلید بقا سازگاری است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Chain of survival

      زنجیره‌ی بقا

      noun countable

      بازمانده، آخرین نفر، پاینده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The survival of the endangered species is dependent on conservation efforts.

      بازمانده‌ی گونه‌های در معرض خطر به تلاش‌های حفظ منابع طبیعی بستگی دارد.

      These traditions are survivals from earlier times.

      این سنت‌ها بازمانده‌ای از زمان‌های پیشین هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد survival

      1. noun continuation
        Synonyms:
        continuance endurance durability survival-of-the-fittest natural-selection selection relic
      1. noun something that survives
        Synonyms:
        remainder remnant relic vestige
      1. verb
        Synonyms:
        survive subsist weather
      1. adjective
        Synonyms:
        remaining surviving extant residual leftover viable vestigial

      لغات هم‌خانواده survival

      noun
      survival, survivor
      adjective
      surviving
      verb - transitive
      survive

      سوال‌های رایج survival

      شکل جمع survival چی میشه؟

      شکل جمع survival در زبان انگلیسی survivals است.

      ارجاع به لغت survival

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «survival» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/survival

      لغات نزدیک survival

      • - surveyor's measure
      • - survivable
      • - survival
      • - survival of the fittest
      • - survivalist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      commit oneself cohort diocesan ferris wheel afferent flossy gamesmanship glassine isomerous jaspilite letterhead limestone methacrylate resin nethermost oddsmaker بامیه بی‌جوراب بیسترو پرتاب‌شناسی تائوئیست تمرین کردن توربین‌دار جداساز جزیره‌ی شمالی حلقه‌ی گل مینا ختنه‌سوران دارویی درخت نارگیل گذرگاه طاق‌دار ورزش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.