آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ آذر ۱۴۰۴

    Residual

    rɪˈzɪdʒuəl rɪˈzɪdʒuəl

    شکل جمع:

    residuals

    معنی residual | جمله با residual

    adjective

    باقی‌مانده، پس‌مانده، ته‌مانده، مانده

    The residual heat from the oven made the kitchen unbearably hot.

    گرمای باقی‌مانده‌ی اجاق، آشپزخانه را به طرز غیرقابل تحملی داغ کرده بود.

    The residual effects of the medication caused drowsiness and dizziness.

    اثرات باقی‌مانده‌ی دارو باعث خواب‌آلودگی و سرگیجه شد.

    noun plural countable

    دستمزد مازاد (مبلغی که به بازیگر خواننده نویسنده و غیره برای استفاده‌های مکرر از آثارشان داده می شود)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The writer was excited to receive a residual check for the continued sales of his book.

    نویسنده از دریافت چک دستمزد مازاد بابت ادامه‌ی فروش کتابش هیجان‌زده بود.

    The actor receives residuals every time his movie is aired on television.

    این بازیگر هر بار که فیلمش از تلویزیون پخش می‌شود، دستمزد مازاد دریافت می‌کند.

    noun countable

    باقی‌مانده، مانده، مازاد

    The residual of the experiment was a small, unexplained discrepancy in the data.

    باقی‌مانده‌ی آزمایش اختلاف کوچک و غیرقابل توضیح در داده‌ها بود.

    The researcher was puzzled by the significant residuals they obtained.

    این محقق از مازادهای قابل توجهی که به دست آورده بودند، گیج شده بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد residual

    1. adjective leftover
      Synonyms:
      remaining extra unused surplus lingering enduring unconsumed balance net continuing vestigal
      Antonyms:
      core base

    سوال‌های رایج residual

    شکل جمع residual چی میشه؟

    شکل جمع residual در زبان انگلیسی residuals است.

    ارجاع به لغت residual

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «residual» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/residual

    لغات نزدیک residual

    • - residentiary
    • - resider
    • - residual
    • - residual error reat
    • - residual magnetism
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.