آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ آبان ۱۴۰۳

      Surviving

      sərˈvaɪvɪŋ səˈvaɪvɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      survived

      شکل سوم:

      survived

      سوم‌شخص مفرد:

      survives

      معنی surviving | جمله با surviving

      adjective

      در قید حیات، زنده، بازمانده

      The rhinoceros is one of the world's oldest surviving species.

      کرگدن یکی از قدیمی‌ترین گونه‌های در قید حیات جهان است.

      Her estate was divided between her three surviving children.

      دارایی‌ِ او بین سه فرزند بازمانده‌یِ او، تقسیم شد.

      adjective

      باقی‌مانده، مانده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She cherished the surviving artifacts from the ancient civilization.

      او آثار باقی‌مانده از تمدن باستان را گرامی می‌داشت.

      The museum displayed the surviving documents from the historical event.

      در این موزه اسناد باقی‌مانده از این رویداد تاریخی به نمایش گذاشته شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد surviving

      1. verb live longer than
        Synonyms:
        living lasting remaining enduring going outliving persisting persevering weathering outlasting outwearing
        Antonyms:
        dying ceasing
      1. verb support oneself
        Synonyms:
        living existing remaining bearing sustaining enduring persisting subsisting continuing withstanding persevering weathering outliving outlasting outwearing
        Antonyms:
        succumbing
      1. adjective still in existence
        Synonyms:
        remaining living extant residual vestigial

      لغات هم‌خانواده surviving

      noun
      survival, survivor
      adjective
      surviving
      verb - transitive
      survive

      سوال‌های رایج surviving

      گذشته‌ی ساده surviving چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده surviving در زبان انگلیسی survived است.

      شکل سوم surviving چی میشه؟

      شکل سوم surviving در زبان انگلیسی survived است.

      سوم‌شخص مفرد surviving چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد surviving در زبان انگلیسی survives است.

      ارجاع به لغت surviving

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «surviving» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/surviving

      لغات نزدیک surviving

      • - survive
      • - surviver
      • - surviving
      • - survivor
      • - survivorship
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.