آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Existent

ɪɡˈzɪstnt ɪɡˈzɪstnt

معنی existent | جمله با existent

noun adjective

موجود، هست

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

one of the existent copies of that old book

یکی از نسخه‌های موجود آن کتاب قدیمی

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد existent

  1. adjective occurring or existing in act or fact
    Synonyms:
  1. adjective having existence or life
  1. adjective in existence now
  1. adjective having life or being; existing.
    Synonyms:
  1. noun one that exists independently

لغات هم‌خانواده existent

ارجاع به لغت existent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «existent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/existent

لغات نزدیک existent

پیشنهاد بهبود معانی