صفت تفضیلی:
more aliveصفت عالی:
most aliveزنده، در قید حیات، حی، غیرمرده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Is your father still alive?
پدرتان هنوز در قید حیات هستند؟
They were buried alive.
آنها را زندهزنده خاک کردند.
It was her acting that brought the story alive.
بازی او بود که به داستان جان بخشید.
زنده، پابرجا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Historical novels make the past come alive.
رمانهای تاریخی گذشته را زنده میکند.
Despite the significant challenges posed by climate change, various indigenous languages are still very much alive within their respective communities.
باوجود چالشهای قابل توجه ناشی از تغییرات آبوهوایی، زبانهای بومی مختلف هنوز در جوامع خود بسیار پابرجا هستند.
پرانرژی، فعال، سرزنده، پرجنبوجوش، سرحال
Those young people seemed alive and interested.
آن جوانان سرزنده و مشتاق به نظر میآمدند.
Suddenly, the audience came alive again.
ناگهان تماشاچیان دوباره سرحال آمدند.
آگاه، باخبر، مطلع
alive to the risks involved
آگاه به مخاطراتی که در پیش است
When analyzing complex data sets, it is imperative for analysts to remain alive to potential biases that could skew their findings.
هنگام تحلیل مجموعهدادههای پیچیده، برای تحلیلگران ضروری است که نسبت به سوگیریهای بالقوهای که میتواند یافتههایشان را مخدوش کند، مطلع بمانند.
مملو، سرشار، پر
a river alive with trout
رودخانهای پر از قزلآلا
Many historical documents suggest that ancient trade routes were alive with the exchange of goods and innovative ideas.
بسیاری از اسناد تاریخی نشان میدهند که مسیرهای تجاری باستانی مملو از تبادل کالاها و ایدههای نوآورانه بودند.
-ترین (بهعنوان تأکید بعداز اسم)
The discovery of the rarest orchid alive in the Amazon rainforest highlights the urgent need for enhanced conservation efforts.
کشف کمیابترین ارکیدهی موجود در جنگلهای آمازون، نیاز مبرم به تلاشهای حفاظتی بیشتر را برجسته میکند.
Evaluating the most effective policy alive for reducing carbon emissions is crucial for achieving global climate targets.
ارزیابی مؤثرترین سیاست موجود برای کاهش انتشار کربن برای دستیابی به اهداف اقلیمی جهانی حیاتی است.
The research aims to develop the most efficient battery technology alive for electric vehicles, improving range and charging times.
هدف این تحقیق توسعهی کارآمدترین فناوری باتری موجود برای وسایل نقلیهی الکتریکی، بهبود برد و زمان شارژ است.
باخبر، آگاه، مطلع، واقف
مملو از، پر از
سرحال و قبراق، سُرومُروگُنده، سالم و سرحال، فعال و سرزنده، زنده و پابرجا
زنده و پابرجا، فعال و باقی، زنده و سرحال، سرحال و قبراق، سرزنده و فعال، سُرومُروگُنده
واقعی جلوه دادن، زنده مجسم کردن، جان دادن به.
جان گرفتن، سرحال آمدن
زنده به گور شدن، زیر آوار ماندن
سرحال و قبراق، سُرومُروگُنده، سالم و سرحال، فعال و سرزنده، زنده و پابرجا
زنده و پابرجا، فعال و باقی، زنده و سرحال، سرحال و قبراق، سرزنده و فعال، سُرومُروگُنده
عجب! (حرف ندا حاکی از تعجب)
(عامیانه) هشیار بودن، مراقب بودن، پاییدن (معمولاً به صورت امر)
(عامیانه) 1- سخت مورد سرزنش یا انتقاد قرار دادن 2- سخت تنبیه کردن 3- سخت شکست دادن 4- زندهزنده پوست کسی را کندن
صفت تفضیلی alive در زبان انگلیسی more alive است.
صفت عالی alive در زبان انگلیسی most alive است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «alive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/alive