آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Alive

      əˈlaɪv əˈlaɪv

      صفت تفضیلی:

      more alive

      صفت عالی:

      most alive

      معنی alive | جمله با alive

      adjective B1

      زنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Is your father still alive?

      پدرتان هنوز در قید حیات هستند؟

      They were buried alive.

      آن‌ها را زنده زنده خاک کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Those young people seemed alive and interested.

      آن جوانان سرزنده و مشتاق به نظر می‌آمدند.

      alive to the risks involved

      آگاه به مخاطراتی که در پیش است

      a river alive with trout

      رودخانه‌ای پر از قزل‌آلا

      It was her acting that brought the story alive.

      بازی او بود که به داستان جان بخشید.

      Historical novels make the past come alive.

      رمان‌های تاریخی گذشته را زنده می‌کند.

      Suddenly, the audience came alive again.

      ناگهان تماشاچیان دوباره سرحال آمدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد alive

      1. adjective being animately existent
        Synonyms:
        living extant existing conscious awake animate functioning operative working viable vital breathing mortal dynamic knowing cognizant subsisting growing running around zoetic
        Antonyms:
        dead lifeless deceased inanimate
      1. adjective being active, full of life
        Synonyms:
        energetic lively active spirited dynamic vigorous animated brisk vivacious cheerful eager alert quick sprightly spry stirring vital teeming overflowing abounding rife replete swarming zestful awake
        Antonyms:
        lifeless dull sluggish spiritless morose dispirited

      Phrasal verbs

      alive to

      باخبر، آگاه، مطلع، واقف

      alive with

      مملو از، پر از

      Collocations

      alive and kicking

      سرحال و قبراق، سُرومُروگُنده، سالم و سرحال، فعال و سرزنده، زنده و پابرجا

      alive and well

      زنده و پابرجا، فعال و باقی، زنده و سرحال، سرحال و قبراق، سرزنده و فعال، سُرومُروگُنده

      bring alive

      واقعی جلوه دادن، زنده مجسم کردن، جان دادن به.

      come alive

      جان گرفتن، سرحال آمدن

      Idioms

      alive and kicking

      سرحال و قبراق، سُرومُروگُنده، سالم و سرحال، فعال و سرزنده، زنده و پابرجا

      alive and well

      زنده و پابرجا، فعال و باقی، زنده و سرحال، سرحال و قبراق، سرزنده و فعال، سُرومُروگُنده

      man alive!

      عجب! (حرف ندا حاکی از تعجب)

      سوال‌های رایج alive

      صفت تفضیلی alive چی میشه؟

      صفت تفضیلی alive در زبان انگلیسی more alive است.

      صفت عالی alive چی میشه؟

      صفت عالی alive در زبان انگلیسی most alive است.

      ارجاع به لغت alive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «alive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/alive

      لغات نزدیک alive

      • - alit
      • - aliunde
      • - alive
      • - alive and kicking
      • - alive and well
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.