آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۵

      Alive

      əˈlaɪv əˈlaɪv

      صفت تفضیلی:

      more alive

      صفت عالی:

      most alive

      معنی alive | جمله با alive

      adjective B1

      زنده، در قید حیات، حی، غیرمرده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Is your father still alive?

      پدرتان هنوز در قید حیات هستند؟

      They were buried alive.

      آن‌ها را زنده‌زنده خاک کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It was her acting that brought the story alive.

      بازی او بود که به داستان جان بخشید.

      adjective C2

      زنده، پابرجا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      Historical novels make the past come alive.

      رمان‌های تاریخی گذشته را زنده می‌کند.

      Despite the significant challenges posed by climate change, various indigenous languages are still very much alive within their respective communities.

      باوجود چالش‌های قابل توجه ناشی از تغییرات آب‌وهوایی، زبان‌های بومی مختلف هنوز در جوامع خود بسیار پابرجا هستند.

      adjective B2

      پرانرژی، فعال، سرزنده، پرجنب‌وجوش، سرحال

      Those young people seemed alive and interested.

      آن جوانان سرزنده و مشتاق به نظر می‌آمدند.

      Suddenly, the audience came alive again.

      ناگهان تماشاچیان دوباره سرحال آمدند.

      adjective C1

      آگاه، باخبر، مطلع

      alive to the risks involved

      آگاه به مخاطراتی که در پیش است

      When analyzing complex data sets, it is imperative for analysts to remain alive to potential biases that could skew their findings.

      هنگام تحلیل مجموعه‌داده‌های پیچیده، برای تحلیلگران ضروری است که نسبت به سوگیری‌های بالقوه‌ای که می‌تواند یافته‌هایشان را مخدوش کند، مطلع بمانند.

      adjective

      مملو، سرشار، پر

      a river alive with trout

      رودخانه‌ای پر از قزل‌آلا

      Many historical documents suggest that ancient trade routes were alive with the exchange of goods and innovative ideas.

      بسیاری از اسناد تاریخی نشان می‌دهند که مسیرهای تجاری باستانی مملو از تبادل کالاها و ایده‌های نوآورانه بودند.

      adjective

      -ترین (‫به‌عنوان تأکید بعداز اسم‬)

      The discovery of the rarest orchid alive in the Amazon rainforest highlights the urgent need for enhanced conservation efforts.

      کشف کمیاب‌ترین ارکیده‌ی موجود در جنگل‌های آمازون، نیاز مبرم به تلاش‌های حفاظتی بیشتر را برجسته می‌کند.

      Evaluating the most effective policy alive for reducing carbon emissions is crucial for achieving global climate targets.

      ارزیابی مؤثرترین سیاست موجود برای کاهش انتشار کربن برای دستیابی به اهداف اقلیمی جهانی حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The research aims to develop the most efficient battery technology alive for electric vehicles, improving range and charging times.

      هدف این تحقیق توسعه‌ی کارآمدترین فناوری باتری موجود برای وسایل نقلیه‌ی الکتریکی، بهبود برد و زمان شارژ است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد alive

      1. adjective being animately existent
        Synonyms:
        living extant existing conscious awake animate functioning operative working viable vital breathing mortal dynamic knowing cognizant subsisting growing running around zoetic
        Antonyms:
        dead lifeless deceased inanimate
      1. adjective being active, full of life
        Synonyms:
        energetic lively active spirited dynamic vigorous animated brisk vivacious cheerful eager alert quick sprightly spry stirring vital teeming overflowing abounding rife replete swarming zestful awake
        Antonyms:
        lifeless dull sluggish spiritless morose dispirited

      Phrasal verbs

      alive to

      باخبر، آگاه، مطلع، واقف

      alive with

      مملو از، پر از

      Collocations

      alive and kicking

      سرحال و قبراق، سُرومُروگُنده، سالم و سرحال، فعال و سرزنده، زنده و پابرجا

      alive and well

      زنده و پابرجا، فعال و باقی، زنده و سرحال، سرحال و قبراق، سرزنده و فعال، سُرومُروگُنده

      bring alive

      واقعی جلوه دادن، زنده مجسم کردن، جان دادن به.

      come alive

      جان گرفتن، سرحال آمدن

      be buried alive

      زنده به گور شدن، زیر آوار ماندن

      Idioms

      alive and kicking

      سرحال و قبراق، سُرومُروگُنده، سالم و سرحال، فعال و سرزنده، زنده و پابرجا

      alive and well

      زنده و پابرجا، فعال و باقی، زنده و سرحال، سرحال و قبراق، سرزنده و فعال، سُرومُروگُنده

      man alive!

      عجب! (حرف ندا حاکی از تعجب)

      look alive (or sharp)

      (عامیانه) هشیار بودن، مراقب بودن، پاییدن (معمولاً به صورت امر)

      skin alive

      (عامیانه) 1- سخت مورد سرزنش یا انتقاد قرار دادن 2- سخت تنبیه کردن 3- سخت شکست دادن 4- زنده‌زنده پوست کسی را کندن

      سوال‌های رایج alive

      صفت تفضیلی alive چی میشه؟

      صفت تفضیلی alive در زبان انگلیسی more alive است.

      صفت عالی alive چی میشه؟

      صفت عالی alive در زبان انگلیسی most alive است.

      ارجاع به لغت alive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «alive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/alive

      لغات نزدیک alive

      • - alit
      • - aliunde
      • - alive
      • - alive and kicking
      • - alive and well
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      radish beetroot celery green bean pea corn maize brussels sprout hybrid centromere dopamine backtrack functionalism bloviate insensitive برقی کننده قصور بیمارستانی تبدیل به نقدینه کردن تفتیش کردن تعمدی ته‌ریش ویران واقعه سال نو سال نوی مسیحی حرمان یکپارچه‌سازی یکه و تنها رها کردن یکتا کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.