سلامت روان افسرده، دلافسرده، غمگین، دلسرد
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He felt dispirited after failing the exam.
او بعد از رد شدن در امتحان احساس غم و ناامیدی کرد.
The team looked tired and dispirited after the loss.
تیم بعد از شکست خسته و بیانگیزه به نظر میرسید.
She gave a dispirited sigh and sat down.
او با آهی دلسردکننده نشست.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dispirited» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dispirited