آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Encouraged

      ɪnˈkɜːrɪdʒd ɪnˈkʌrɪdʒd

      سوم‌شخص مفرد:

      encourages

      وجه وصفی حال:

      encouraging

      معنی encouraged | جمله با encouraged

      adjective

      تشویق‌شده، ترغیب‌شده، دلگرم، امیدوار، دارای اعتمادبه‌نفس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      She felt encouraged by their promise of support.

      احساس می‌کرد که از قول پشتیبانی آن‌ها، دلگرم و امیدوار شده است.

      He felt encouraged by the progress he'd made.

      از پیشرفتی که حاصل کرده بود، احساس دلگرمی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد encouraged

      1. adjective inspired with confidence
        Synonyms:
        confident hopeful optimistic enthusiastic determined reassured supported prepared animated inspired heartened emboldened cheered renewed aided enlivened bucked up buoyed-up inspirited roused fearless
        Antonyms:
        discouraged disheartened dispirited
      1. verb contribute to the progress or growth of
        Synonyms:
        helped supported assisted promoted advanced aided backed boosted strengthened furthered fostered nurtured stimulated urged pushed energized fortified bolstered approved favored upheld spurred prompted sustained championed inspired animated reinforced revived restored praised instigated exhorted assured comforted reassured cultivated invigorated elated heartened buoyed advocated sanctioned inspirited braced cheered succored confirmed swayed goaded fed advised incited fomented countenanced connived induced emboldened rallied applauded
        Antonyms:
        discouraged restrained deterred blocked cautioned confused
      1. verb to lend supportive approval to
        Synonyms:
        favored countenanced
      1. verb stimulate spiritually
        Synonyms:
        motivated inspired cheered boosted refreshed restored animated brightened gladdened elated exhilarated reassured enlivened heartened fortified emboldened revitalized rallied inspirited
        Antonyms:
        discouraged depressed dispirited dampened dejected deterred dissuaded
      1. verb inspire with confidence; give hope or courage to
        Synonyms:
        cheered heartened nerved
        Antonyms:
        discouraged

      لغات هم‌خانواده encouraged

      noun
      encouragement
      adjective
      encouraged, encouraging
      verb - transitive
      encourage
      adverb
      encouragingly

      سوال‌های رایج encouraged

      وجه وصفی حال encouraged چی میشه؟

      وجه وصفی حال encouraged در زبان انگلیسی encouraging است.

      سوم‌شخص مفرد encouraged چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد encouraged در زبان انگلیسی encourages است.

      ارجاع به لغت encouraged

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «encouraged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/encouraged

      لغات نزدیک encouraged

      • - encounter a difficulty
      • - encourage
      • - encouraged
      • - encouragement
      • - encouraging
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.