آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
تفاوت deflation و inflation چیست؟
گذشتهی ساده و شکل سوم فعل spur
Her sons' passion for computer games spurred her on to set up a software business.
علاقهی پسرانش به بازیهای کامپیوتری او را به راهاندازی کسبوکار نرمافزاری ترغیب کرد.
The lecturer discussed factors that spurred urban development.
سخنران به عواملی که توسعهی شهری را تحریک کردند پرداخت.
The success of her first novel spurred her to write more books.
موفقیت نخستین رمانش او را به نوشتن کتابهای بیشتر ترغیب کرد.
مهمیزدار (کفش و غیره)، مهمیزپوش (شخص)، مجهز به مهمیز (اسب و غیره)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Historical accounts describe knights as often spurred during combat.
روایات تاریخی شوالیهها را اغلب درحین نبرد مهمیزپوش توصیف میکنند.
spurred boots
چکمههای مهمیزدار
The spurred cowboy rode into town on his trusty horse.
کابوی مهمیزپوش سوار بر اسب باوفایش وارد شهر شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «spurred» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/spurred