آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Depressed

    dɪˈprest dɪˈprest

    سوم‌شخص مفرد:

    depresses

    وجه وصفی حال:

    depressing

    صفت تفضیلی:

    more depressed

    صفت عالی:

    most depressed

    معنی depressed | جمله با depressed

    adjective B1

    سلامت روان دژم، دلتنگ، پریشان، افسرده، غمگین، ملول

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

    مشاهده

    Today, you look very depressed!

    امروز خیلی افسرده به‌نظر می‌رسی!

    adjective

    اقتصاد راکد‌، کساد، رکود

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    the depressed condition of the market

    کسادی وضع بازار

    depressed industries

    صنایع دست‌خوش ایستایی (رکود)

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a depressed area of the city

    بخش راکد‌شده‌ی شهر

    adjective

    گیاه‌شناسی تخت، پهنیده، فرورفته

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

    مشاهده

    a depressed cactus

    کاکتوس پهنیده

    a depressed herb

    گیاه تخت (گسترده بر روی زمین)

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Some of the depressed areas of the moon are deeper than Grand Canyon.

    برخی از نواحی فرورفته‌ی ماه از گراندکانیون ژرف‌ترند.

    a depressed gas pedal

    تخته‌گاز پایین فشرده

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد depressed

    1. adjective discouraged
      Synonyms:
      sad unhappy down low dejected downcast downhearted dispirited blue glum low-spirited melancholy down in the dumps discconsolate pessimistic morose woebegone lugubrious bummed out let down bad fed up crestfallen spiritless in the dumps in the mouth hurt hurting moody grim taken down dragged on a downer weeping cast-down torn up destroyed despondent crummy bleeding ripped sob story in pain in the pits down and out in the toilet in a blue funk
      Antonyms:
      happy cheerful encouraged satisfied comforted unburdened
    1. adjective concave, pushed down
      Synonyms:
      hollow sunken indented recessed set back
      Antonyms:
      raised convex bulging pushed up
    1. adjective disadvantaged
      Synonyms:
      poor needy deprived underprivileged destitute impaired weakened distressed run-down devalued cheapened poverty-stricken ghetto skid row shanty ghost depreciated
      Antonyms:
      rich prosperous flourishing blessed

    لغات هم‌خانواده depressed

    noun
    depression, depressant, depressive
    adjective
    depressed, depressing, depressant, depressive
    verb - transitive
    depress
    adverb
    depressingly

    سوال‌های رایج depressed

    وجه وصفی حال depressed چی میشه؟

    وجه وصفی حال depressed در زبان انگلیسی depressing است.

    سوم‌شخص مفرد depressed چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد depressed در زبان انگلیسی depresses است.

    صفت تفضیلی depressed چی میشه؟

    صفت تفضیلی depressed در زبان انگلیسی more depressed است.

    صفت عالی depressed چی میشه؟

    صفت عالی depressed در زبان انگلیسی most depressed است.

    ارجاع به لغت depressed

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «depressed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/depressed

    لغات نزدیک depressed

    • - depress
    • - depressant
    • - depressed
    • - depressible
    • - depressing
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.