فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Dispirit

dɪˈspɪrɪt dɪˈspɪrɪt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • verb - transitive
    افسرده کردن، دلسردکردن، روحیه را باختن
    • - When the commanding officer was shot, the soldiers become quite dispirited.
    • - هنگامی که افسر فرمانده تیر خورد، سربازان روحیه‌ی خود را باختند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dispirit

  1. verb To make less hopeful or enthusiastic
    Synonyms: discourage, dishearten
  2. verb To make sad or gloomy
    Synonyms: deject, depress, oppress, sadden, cast down, demoralise, weigh down, get-down, demoralize, dismay
  3. verb To cause to lose spirit or enthusiasm; dishearten.
    Synonyms: discourage

ارجاع به لغت dispirit

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dispirit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/dispirit

لغات نزدیک dispirit

پیشنهاد بهبود معانی