آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۴

    Trunk

    trʌŋk trʌŋk

    شکل جمع:

    trunks

    معنی trunk | جمله با trunk

    noun countable B2

    تنه (درخت)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    The squirrel scurried up the trunk of the tree.

    سنجاب از تنه‌ی درخت بالا رفت.

    Birds nested in the hollow of the old tree trunk.

    پرندگان در حفره‌ی تنه‌ی درخت قدیمی لانه کرده‌اند.

    noun countable

    کالبدشناسی تنه (بدن) (قسمت اصلی بدن انسان منهای سر و پاها و بازوها)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The boxer's opponent aimed directly for his trunk.

    حریف بوکسور مستقیماً تنه‌ی او را هدف قرار داد.

    His trunk was covered in tattoos.

    تنه‌اش با تتو پوشیده شده بود.

    noun countable

    کالبدشناسی تنه، شاخه‌ی اصلی (قسمت اصلی رگ یا عصب)

    Blood flows through the trunk of the artery.

    خون از طریق تنه‌ی شریان جریان دارد.

    The trunk of the vein was blocked.

    شاخه‌ی اصلی رگ بسته شده بود.

    noun countable

    جانورشناسی خرطوم (فیل)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    The elephant used its trunk to reach for leaves on the tall tree.

    فیل از خرطومش برای رسیدن به برگ‌های درخت بلند استفاده کرد.

    The mother elephant gently caressed her baby with her trunk.

    فیل مادر با خرطوم بچه‌اش را به‌آرامی نوازش کرد.

    noun countable

    صندوق، یخدان (برای نگهداری لباس و اموال شخصی)

    I packed all my clothes and shoes neatly into the large trunk.

    تمام لباس‌ها و کفش‌هایم را در صندوق بزرگ گذاشتم.

    The antique trunk was passed down from generation to generation in the family.

    یخدان آنتیک در این خانواده از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

    noun countable B1

    انگلیسی آمریکایی صندوق عقب (خودرو)

    در انگلیسی بریتانیایی از boot استفاده می‌شود.

    I kept my suitcase in the trunk during the road trip.

    در سفر جاده‌ای چمدانم را در صندوق عقب گذاشتم.

    The trunk of the car was filled with groceries.

    صندوق عقب ماشین پر از اقلام خوراکی بود.

    noun plural countable

    پوشاک مایو (مردانه)

    His colorful trunks caught everyone's attention at the pool.

    مایوی رنگارنگ او توجه همه را در استخر به خود جلب کرد.

    He pulled on his swim trunks and headed to the pool.

    مایوی شنا را به تن کرد و به سمت استخر رفت.

    noun plural

    پوشاک شلوارک

    He bought a new pair of trunks.

    شلوارک جدیدی خرید.

    He packed his trunks.

    شلوارکش را برداشت.

    noun countable

    جانورشناسی سینه (حشره)

    The ant's trunk was strong.

    سینه‌ی مورچه قوی بود.

    the grasshopper's trunk

    سینه‌ی ملخ

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد trunk

    1. noun body, core
      Synonyms:
      torso thorax core block stem column stock stalk log butt bole soma
      Antonyms:
      extremities
    1. noun long nose of animal
      Synonyms:
      snout snoot proboscis beak prow
    1. noun container, box
      Synonyms:
      case box chest bin bag locker suitcase luggage crate coffer wardrobe foot locker baggage portmanteau coffin

    سوال‌های رایج trunk

    شکل جمع trunk چی میشه؟

    شکل جمع trunk در زبان انگلیسی trunks است.

    ارجاع به لغت trunk

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «trunk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/trunk

    لغات نزدیک trunk

    • - trundle bed
    • - trundler
    • - trunk
    • - trunk circuit
    • - trunk hose
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.