آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Stem

stem stem

گذشته‌ی ساده:

stemmed

شکل سوم:

stemmed

سوم‌شخص مفرد:

stems

وجه وصفی حال:

stemming

شکل جمع:

stems

معنی stem | جمله با stem

noun countable

پایه، تنه، بخش اصلی، قسمت مرکزی

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

مشاهده

The stem of the structure supports the entire upper section.

قسمت مرکزی سازه، کل بخش بالایی را نگه می‌دارد.

The sculpture was supported by a thin metal stem attached to the base.

این مجسمه توسط پایه‌ی فلزی نازکی که به زیر آن متصل بود، نگه داشته می‌شد.

noun countable

گیاه‌شناسی ساقه

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

Leaves grow directly from the stem in most herbaceous plants.

در بیشتر گیاهان علفی، برگ‌ها مستقیماً از ساقه رشد می‌کنند.

The tulip’s stem bent under the weight of the flower.

ساقه‌ی لاله زیر وزن گل خم شد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

to stem cherries

ساقه‌ی گیلاس‌ها را کندن

noun countable

پایه (بخش باریک و عمودی در لیوان که بخش نگهدارنده‌ی مایع را به کف صاف آن وصل می‌کند)

Hold the glass by the stem, not the bowl.

لیوان را از پایه بگیر، نه از بخش بالایی آن.

The crystal stem broke when it fell off the table.

پایه‌ی بلورین لیوان وقتی از روی میز افتاد، شکست.

noun countable

زبان‌شناسی ریشه، بُن (بخش اصلی واژه)

By removing the prefix and suffix, you can find the stem of the word.

با حذف پیشوند و پسوند می‌توانی ریشه‌ی واژه را پیدا کنی.

Many Persian words share the same stem but have different meanings when prefixes are added.

بسیاری از واژه‌های فارسی ریشه‌ی مشترکی دارند اما با افزودن پیشوندها، معنای متفاوتی پیدا می‌کنند.

noun countable

انگلیسی آمریکایی پیچ تنظیم (در ساعت)

در انگلیسی بریتانیایی از winder استفاده می‌شود.

You should never force the stem, or it might come loose.

هرگز نباید پیچ تنظیم را با زور بچرخانی، چون ممکن است شل شود.

Gently turn the stem clockwise to move the hands forward.

پیچ تنظیم را به‌آرامی در جهت عقربه‌های ساعت بچرخان تا عقربه‌ها جلو بروند.

noun countable

سپر (کشتی)

The carpenter repaired the wooden stem after the ship hit a rock.

نجار پس‌از برخورد کشتی به صخره، سپر چوبی را تعمیر کرد.

The ship’s stem was reinforced with steel to withstand strong waves.

سپر کشتی با فولاد تقویت شد تا در برابر امواج شدید مقاومت کند.

verb - transitive

جلوگیری کردن، مهار کردن، متوقف کردن، بازداشتن، سد کردن

The government was unable to stem the tide of discontent.

دولت قادر نبود که جلوی موج نارضایتی را بگیرد.

The company implemented strict rules to stem financial losses.

شرکت، قوانین سخت‌گیرانه‌ای را برای متوقف کردن زیان مالی اجرا کرد.

verb - transitive

بند آوردن، متوقف کردن، جلوی جریان را گرفتن، مهار کردن (مایع)

Cold water can sometimes help stem minor nosebleeds.

آب سرد گاهی می‌تواند به بند آوردن خون‌دماغ‌های جزئی کمک کند.

He tried to stem the blood with his hands until help arrived.

او سعی کرد با دستانش خون را بند بیاورد تا کمک برسد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

to stem floodwaters with sandbags

با کیسه‌های شن جلو سیلاب را گرفتن

to stem the flow of blood

جریان (یا ریزش) خون را بند آوردن

Finally the bleeding stemmed.

بالأخره خونریزی بند آمد.

to row upstream, stemming the current

مخالف جریان آب به طرف بالای رودخانه پارو زدن

abbreviation noun uncountable

(STEM) علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات

شکل کامل: Science, Technology, Engineering, and Mathematics

شکل نوشتاری دیگر: Stem

STEM careers often offer high-paying and innovative job opportunities.

حرفه‌های STEM اغلب فرصت‌های شغلی نوآورانه و پردرآمد فراهم می‌کنند.

The school organized a STEM fair to showcase student projects.

مدرسه نمایشگاهی از پروژه‌های دانش‌آموزان STEM برگزار کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stem

  1. noun stalk of plant
    Antonyms:
  1. verb come from
    Synonyms:
    originate arise derive spring proceed emanate develop flow rise issue be caused be brought about be generated be bred head
    Antonyms:
  1. verb prevent, stop
    Antonyms:

Idioms

from stem to stem

1- از جلو تا عقب، (کشتی) از سینه تا پاشنه، از یک سو تا سوی دیگر 2- سرتاسر، در تمام درازا

stem the tide (of something)

جلو موج چیزی را گرفتن

سوال‌های رایج stem

گذشته‌ی ساده stem چی میشه؟

گذشته‌ی ساده stem در زبان انگلیسی stemmed است.

شکل سوم stem چی میشه؟

شکل سوم stem در زبان انگلیسی stemmed است.

شکل جمع stem چی میشه؟

شکل جمع stem در زبان انگلیسی stems است.

وجه وصفی حال stem چی میشه؟

وجه وصفی حال stem در زبان انگلیسی stemming است.

سوم‌شخص مفرد stem چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد stem در زبان انگلیسی stems است.

ارجاع به لغت stem

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «stem» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stem

لغات نزدیک stem

پیشنهاد بهبود معانی