Resist

rɪˈzɪst rɪˈzɪst
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    resisted
  • شکل سوم:

    resisted
  • سوم‌شخص مفرد:

    resists
  • وجه وصفی حال:

    resisting

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

verb - intransitive verb - transitive C1
ایستادگی کردن، مقاومت کردن، پایداری کردن، استقامت کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- Fatemeh resisted temptation.
- فاطمه در مقابل وسوسه مقاومت کرد.
- they resisted the enemy valiantly.
- با دلاوری در برابر دشمن ایستادگی کردند.
verb - transitive verb - intransitive
مقاوم بودن، تاب‌آوردن، پایدار بودن، دوام آوردن، تاوستن
- a metal that resists rust.
- فلزی که زنگ نمی‌زند.
- an armor that resists bullets.
- زرهی که در برابر گلوله مقاوم است.
verb - transitive verb - intransitive
مخالفت کردن، تن در ندادن
- to resist conscription.
- به خدمت نظام وظیفه تن در ندادن.
- we must resist the lowering of educational standards.
- بایستی با پایین آوردن معیارهای آموزشی مخالفت کنیم.
- since he was resisting arrest, they had to carry him by force.
- چون نمی‌گذاشت بازداشتش کنند مجبور شدند او را به زور ببرند.
verb - transitive verb - intransitive
خودداری کردن، جلوی خود را گرفتن
- I could not resist laughing.
- نمی‌توانستم از خنده خودداری کنم.
noun countable
عایق، روکش، حائل، جلوگیر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد resist

  1. verb withstand, oppose
    Synonyms:
    oppose combat fight back defy struggle against counteract confront assail battle assault endure bear hold maintain continue persevere persist remain stay suffer prevent hinder refuse repel check curb thwart turn down dispute buck antagonize stand up to hold off against put up a fight countervail stonewall traverse duel weather abide brook die hard hold out against abstain from forbear refrain leave alone keep from forgo remain firm
    Antonyms:
    comply conform go along

ارجاع به لغت resist

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «resist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/resist

لغات نزدیک resist

پیشنهاد بهبود معانی