گذشتهی ساده:
combattedشکل سوم:
combattedسومشخص مفرد:
combatsوجه وصفی حال:
combattingشکل جمع:
combatsپیکار، نبرد، درگیری
The combat lasted two hours.
نبرد دو ساعت ادامه داشت.
Modern combat often involves both ground and aerial operations.
نبرد مدرن اغلب شامل عملیات زمینی و هوایی است.
This is the last combat.
این آخرین نبرد است.
combat area
منطقهی رزم
combat readiness
آمادگی رزمی
the combat against illiteracy
پیکار با بیسوادی
مبارزه، کشمکش، درگیری، جدال، تقابل، نبرد (بین دو نفر یا دو چیز)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In mythology, many tales describe the combat between gods and giants.
در اساطیر، بسیاری از داستانها تقابل خدایان و غولها را شرح میدهند.
The novel shows the hero’s internal combat with his own fears.
رمان، مبارزهی درونی قهرمان با ترسهای خود را نشان میدهد.
مبارزه کردن، مقابله کردن
We must combat corruption.
ما باید برضد فساد پیکار کنیم.
Doctors are constantly developing new methods to combat disease.
پزشکان بهطور مداوم روشهای جدیدی برای مبارزه با بیماری ابداع میکنند.
گذشتهی ساده combat در زبان انگلیسی combatted است.
شکل سوم combat در زبان انگلیسی combatted است.
شکل جمع combat در زبان انگلیسی combats است.
وجه وصفی حال combat در زبان انگلیسی combatting است.
سومشخص مفرد combat در زبان انگلیسی combats است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «combat» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/combat