آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ دی ۱۴۰۴

      Combat

      ˈkɑːmbæt ˈkɒmbæt

      گذشته‌ی ساده:

      combatted

      شکل سوم:

      combatted

      سوم‌شخص مفرد:

      combats

      وجه وصفی حال:

      combatting

      شکل جمع:

      combats

      معنی combat | جمله با combat

      noun countable uncountable C2

      پیکار، نبرد، درگیری

      The combat lasted two hours.

      نبرد دو ساعت ادامه داشت.

      Modern combat often involves both ground and aerial operations.

      نبرد مدرن اغلب شامل عملیات زمینی و هوایی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      combat area

      منطقه‌ی رزم

      the combat against illiteracy

      پیکار با بی‌سوادی

      This is the last combat.

      این آخرین نبرد است.

      combat readiness

      آمادگی رزمی

      noun countable

      مبارزه، کشمکش، درگیری، جدال، تقابل، نبرد (بین دو نفر یا دو چیز)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      In mythology, many tales describe the combat between gods and giants.

      در اساطیر، بسیاری از داستان‌ها تقابل خدایان و غول‌ها را شرح می‌دهند.

      The novel shows the hero’s internal combat with his own fears.

      رمان، مبارزه‌ی درونی قهرمان با ترس‌های خود را نشان می‌دهد.

      verb - transitive C2

      مبارزه کردن، مقابله کردن

      We must combat corruption.

      ما باید برضد فساد پیکار کنیم.

      Doctors are constantly developing new methods to combat disease.

      پزشکان به‌طور مداوم روش‌های جدیدی برای مبارزه با بیماری ابداع می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد combat

      1. noun battle
        Synonyms:
        fight war battle conflict struggle encounter engagement contest action skirmish fray affray mix-up run-in shoot-out brush warfare flap service battle royal brush-off jackpot
        Antonyms:
        peace compromise truce accord surrender retreat
      1. verb fight
        Synonyms:
        fight battle struggle oppose resist defy contend contest clash strive war withstand repel cope duel engage dispute traverse buck go up against put up a fight cross swords with do battle with shoot it out
        Antonyms:
        surrender retreat run compromise agree

      Collocations

      single combat

      نبرد تن‌به‌تن

      combat crime

      مبارزه با جرم و جنایت

      combat poverty

      مبارزه با فقر

      سوال‌های رایج combat

      گذشته‌ی ساده combat چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده combat در زبان انگلیسی combatted است.

      شکل سوم combat چی میشه؟

      شکل سوم combat در زبان انگلیسی combatted است.

      شکل جمع combat چی میشه؟

      شکل جمع combat در زبان انگلیسی combats است.

      وجه وصفی حال combat چی میشه؟

      وجه وصفی حال combat در زبان انگلیسی combatting است.

      سوم‌شخص مفرد combat چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد combat در زبان انگلیسی combats است.

      ارجاع به لغت combat

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «combat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/combat

      لغات نزدیک combat

      • - comb
      • - comb jelly
      • - combat
      • - combat crime
      • - combat fatigue
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pink appeal aerily phase cheater frontal fresh drive frederica frazzle fragmentary unfortunately forthright manner formal attire force out forbiddance مصونیت سیاسی مستملکه مسامحه مرواریدی ننگ پیراهن تنگ پیچاندن چوچوله کارتنک کلب نسترن گل محمدی مخلوق مرغزار معرفت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.