آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۴

    Frazzle

    ˈfræzl ˈfræzl

    معنی frazzle | جمله با frazzle

    noun adverb

    فرسودگی، ساییدگی، آشفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    His trousers were worn to a frazzle.

    شلوارش در اثر استفاده‌ی زیاد مندرس شده بود.

    a frazzled widow with six children

    بیوه‌زن بی‌رمق با شش فرزند

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد frazzle

    1. noun exhaustion; something very worn
      Synonyms:
      exhaustion collapse rag remnant shred lassitude enervation prostration
    1. verb wear out
      Synonyms:
      tire exhaust wear rip tear fray tucker knock out shred poop prostrate
      Antonyms:
      preserve maintain

    Idioms

    burn to a frazzle

    (خوراک را) سوزاندن

    worn to a frazzle

    کاملاً خسته

    سوال‌های رایج frazzle

    معنی frazzle به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «frazzle» در زبان فارسی به‌معنای «فرسوده کردن»، «خسته و ازپاافتاده ساختن»، یا «درهم‌ریختگی ذهنی و جسمی ناشی از فشار» است.

    این واژه در زبان انگلیسی بیشتر در محاوره و ادبیات غیررسمی به کار می‌رود و معمولاً توصیف‌کننده‌ی حالتی است که در آن فرد یا شیء به سبب کار زیاد، استرس یا استفاده‌ی بیش‌ازحد، دچار فرسودگی یا آشفتگی شدید می‌شود. Frazzle می‌تواند هم برای انسان و هم برای اشیاء یا شرایط به کار رود، اما در هر حالت معنای خستگی مفرط و ازبین‌رفتن نظم و نیرو را منتقل می‌کند.

    از نظر ریشه‌شناسی (etymology)، این واژه احتمالاً از فعل fray به معنای «ساییده شدن یا ازبین‌رفتن بر اثر اصطکاک» گرفته شده است. در زبان انگلیسی قدیم، fray برای توصیف لباس‌هایی که نخ‌نخ یا کهنه شده بودند به‌کار می‌رفت، و واژه‌ی frazzle این مفهوم را تقویت کرده و با حالتی شدیدتر همراه ساخته است. در نتیجه، می‌توان گفت که frazzle نوعی «فرسایش کامل» است — چه در زمینه‌ی فیزیکی مانند ساییدگی پارچه، و چه در زمینه‌ی روانی مانند تحلیل رفتن انرژی انسان.

    در کاربرد انسانی و روان‌شناختی، frazzle معمولاً حالتی را بیان می‌کند که در آن فرد بر اثر فشار کاری، نگرانی‌های مداوم یا کمبود استراحت دچار خستگی و پریشانی می‌شود. مثلاً در جمله‌ی I’m completely frazzled after this week به معنای «بعد از این هفته کاملاً از پا درآمده‌ام» است. در این معنا، frazzle مفهومی نزدیک به «burnout» یا «exhaustion» دارد، اما رنگ احساسی آن معمولاً غیررسمی‌تر و انسانی‌تر است؛ حالتی که در آن ذهن و بدن هر دو از شدت استرس در آستانه‌ی فروپاشی‌اند.

    در زمینه‌ی فیزیکی و مادی، frazzle برای توصیف اشیاء یا مواد نیز به کار می‌رود، وقتی که بر اثر استفاده‌ی زیاد یا حرارت، ساختارشان از هم می‌پاشد. مثلاً the fabric was frazzled by the heat یعنی «پارچه بر اثر حرارت از هم پاشید و نخ‌نخ شد». این کاربرد نشان می‌دهد که frazzle علاوه بر معنای ذهنی، بُعد ملموس و فیزیکی هم دارد و با فروپاشی یا ازهم‌گسیختگی در هر شکل آن ارتباط دارد.

    در ادبیات و زبان تصویری، frazzle گاه به‌صورت استعاری برای بیان نابسامانی یا آشفتگی درونی استفاده می‌شود. نویسندگان با این واژه تصویری از انسانی می‌آفرینند که مانند لباسی نخ‌نخ‌شده یا شمعی که تا آخر سوخته، دیگر نیرویی برای ادامه ندارد. این تصویرسازی frazzle را به واژه‌ای پرقدرت در توصیف حالات روانی انسان تبدیل کرده است.

    frazzle مفهومی چندوجهی است که هم بُعد جسمی و هم روانی را دربر می‌گیرد. چه سخن از پارچه‌ای باشد که بر اثر سایش از هم پاشیده، و چه انسانی که زیر بار استرس فرو ریخته، در هر دو حالت frazzle بیانگر فرسودگی نهایی و از‌دست‌رفتن نیرو و نظم است. این واژه به‌زیبایی نقطه‌ای را توصیف می‌کند که در آن استقامت پایان یافته و تنها نیاز به آرامش، ترمیم و بازسازی باقی مانده است.

    ارجاع به لغت frazzle

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «frazzle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/frazzle

    لغات نزدیک frazzle

    • - frazer
    • - frazil (ice)
    • - frazzle
    • - freak
    • - freak out
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.