آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ تیر ۱۴۰۴

      Tire

      taɪr taɪə

      گذشته‌ی ساده:

      tired

      شکل سوم:

      tired

      سوم‌شخص مفرد:

      tires

      وجه وصفی حال:

      tiring

      شکل جمع:

      tires

      معنی tire | جمله با tire

      verb - intransitive verb - transitive C2

      خسته کردن، از پا درآمدن، خسته شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      He was beginning to tire after hours of running.

      بعداز ساعت‌ها دویدن، داشت کم‌کم خسته می‌شد.

      Driving tires me.

      رانندگی مرا خسته می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      tired eyes

      چشمان خسته

      a tired old man

      پیر مرد وامانده

      I am tired of beasts and demons, I long for humans

      از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

      the monotonous and tiring voice of that preacher

      صدای یکنواخت و کسل‌کننده‌ی آن واعظ

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی راهنمایی و رانندگی لاستیک اتومبیل

      شکل نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی: tyre

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He checked the tire pressure before starting the car.

      قبل‌از روشن کردن ماشین، فشار باد لاستیک را چک کرد.

      Your tires are worn out. you should get new ones.

      لاستیک‌هایت ساییده شده؛ باید لاستیک نو بخری.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      bicycle tires

      لاستیک دوچرخه

      to put air in a tire

      تایر را باد کردن

      to let the air out of a tire

      باد تایر را خالی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tire

      1. verb exhaust, weary
        Synonyms:
        fatigue weary weaken strain burn out collapse drain fail flag droop sink wear out depress dishearten sap tax jade fag enervate overwork overstrain deject displease distress irritate vex annoy bore harass irk wilt wear down disgust nauseate pall worry yawn peter out give out poop out prostrate go stale ennui overburden bush crawl debilitate dispirit faint fold pain put to sleep sicken
        Antonyms:
        energize refresh invigorate activate fire up

      Phrasal verbs

      tire out

      خسته کردن، خسته شدن، فرسودن

      لغات هم‌خانواده tire

      noun
      tiredness
      adjective
      tired, tireless, tiresome, tiring
      verb - transitive
      tire
      adverb
      tirelessly

      سوال‌های رایج tire

      گذشته‌ی ساده tire چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tire در زبان انگلیسی tired است.

      شکل سوم tire چی میشه؟

      شکل سوم tire در زبان انگلیسی tired است.

      شکل جمع tire چی میشه؟

      شکل جمع tire در زبان انگلیسی tires است.

      وجه وصفی حال tire چی میشه؟

      وجه وصفی حال tire در زبان انگلیسی tiring است.

      سوم‌شخص مفرد tire چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tire در زبان انگلیسی tires است.

      ارجاع به لغت tire

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tire» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tire

      لغات نزدیک tire

      • - tiramisù
      • - tirana
      • - tire
      • - tire chain
      • - tire out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.