آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Fatigue

      fəˈtiːɡ fəˈtiːɡ

      گذشته‌ی ساده:

      fatigued

      شکل سوم:

      fatigued

      سوم‌شخص مفرد:

      fatigues

      وجه وصفی حال:

      fatiguing

      شکل جمع:

      fatigues

      معنی fatigue | جمله با fatigue

      noun uncountable formal

      خستگی، فرسودگی، کوفتگی، بی‌حالی، ضعف (شدید)

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Fatigue is one of the causes of car accidents.

      یکی از علل تصادفات رانندگی خستگی است.

      The soldiers collapsed from hunger and fatigue.

      سربازان از شدت گرسنگی و کوفتگی از پا درآمدند.

      noun uncountable

      فیزیک خستگی (ضعف در ساختار فلزات و مواد، معمولاً ناشی از تنش‌های مکرر)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Aircraft parts are regularly inspected for metal fatigue.

      قطعات هواپیما به‌طور منظم از نظر خستگی فلز بررسی می‌شوند.

      Repeated bending can lead to fatigue in steel parts.

      خم شدن مکرر می‌تواند باعث خستگی در قطعات فولادی شود.

      noun plural

      لباس نظامی، لباس خدمت (سربازی)

      We used to sleep in our fatigues.

      شب‌ها در لباس خدمت می‌خوابیدیم.

      The soldiers wore green fatigues during training.

      سربازان هنگام آموزش لباس نظامی سبز پوشیده بودند.

      noun plural

      انگلیسی بریتانیایی کار خدماتی، وظایف پادگانی، کار اجباری (معمولاً به‌عنوان تنبیه برای سربازان)

      The sergeant gave him extra fatigues for being late.

      گروهبان به‌خاطر دیر آمدن، برای او وظایف خدماتی اضافی در نظر گرفت.

      No one likes being assigned fatigues after hours.

      هیچ‌کس دوست ندارد بعداز ساعت کاری، وظایف اجباری انجام دهد.

      verb - transitive formal

      خسته کردن، از پا درانداختن

      I was so fatigued that I couldn't stand up.

      آن‌قدر خسته شده‌بودم که نمی‌توانستم بایستم.

      This kind of training can quickly fatigue even the strongest athletes.

      این نوع تمرین حتی قوی‌ترین ورزشکاران را هم به‌سرعت از پا درمی‌اندازد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fatigue

      1. noun tiredness
        Synonyms:
        exhaustion weariness lassitude lethargy weakness faintness heaviness listlessness enervation feebleness languor fatigation dullness overtiredness ennui debility burnout brain fag
        Antonyms:
        energy freshness vigor liveliness spirit
      1. verb tire, wear out
        Synonyms:
        exhaust wear out weaken drain deplete disable enervate flag droop languish sag drop sink wear down weary jade fag overtire tucker debilitate succumb take burn out knock out poop poop out peter out fizzle conk out prostrate bedraggle bush
        Antonyms:
        energize refresh envigorate

      سوال‌های رایج fatigue

      گذشته‌ی ساده fatigue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fatigue در زبان انگلیسی fatigued است.

      شکل سوم fatigue چی میشه؟

      شکل سوم fatigue در زبان انگلیسی fatigued است.

      شکل جمع fatigue چی میشه؟

      شکل جمع fatigue در زبان انگلیسی fatigues است.

      وجه وصفی حال fatigue چی میشه؟

      وجه وصفی حال fatigue در زبان انگلیسی fatiguing است.

      سوم‌شخص مفرد fatigue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fatigue در زبان انگلیسی fatigues است.

      ارجاع به لغت fatigue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fatigue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fatigue

      لغات نزدیک fatigue

      • - fatidic
      • - fatigable
      • - fatigue
      • - fatigue life
      • - fatima
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.