آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ فروردین ۱۴۰۴

      Fizzle

      ˈfɪzl ˈfɪzl

      گذشته‌ی ساده:

      fizzled

      شکل سوم:

      fizzled

      سوم‌شخص مفرد:

      fizzles

      وجه وصفی حال:

      fizzling

      معنی fizzle | جمله با fizzle

      verb - intransitive

      انگلیسی آمریکایی به‌مرور تمام شدن، کم‌کم از بین رفتن، به‌تدریج نابود شدن، رفته‌رفته تمام شدن

      The party started loud and fun, but it fizzled by midnight.

      مهمونی با سروصدای زیاد شروع شد، اما تا نیمه‌شب به‌مرور تمام شد.

      His big plans fizzled after a few weeks of effort.

      برنامه‌های بزرگش بعداز چند هفته تلاش، رفته‌رفته نابود شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their relationship fizzled because neither of them tried to keep it alive.

      رابطه‌‌ی آن‌ها به‌خاطر اینکه هیچ‌کدام تلاشی برای حفظش نکردند، به‌تدریج تمام شد.

      verb - intransitive

      انگلیسی بریتانیایی فش‌فش کردن (صدای هیزم تر هنگام سوختن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The fire fizzled in the damp woods.

      آتش در جنگل نمناک با صدای فش‌فش می‌داد.

      The wet sparkler fizzled instead of lighting up.

      فشفشه‌ی خیس به‌جای روشن شدن، فقط فش‌فش کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fizzle

      1. verb collapse, fall through
        Synonyms:
        fail end die fall through wane peter out abort misfire miscarry fold end in defeat miss the mark come to nothing be a fiasco end in disappointment
        Antonyms:
        develop build progress

      سوال‌های رایج fizzle

      گذشته‌ی ساده fizzle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fizzle در زبان انگلیسی fizzled است.

      شکل سوم fizzle چی میشه؟

      شکل سوم fizzle در زبان انگلیسی fizzled است.

      وجه وصفی حال fizzle چی میشه؟

      وجه وصفی حال fizzle در زبان انگلیسی fizzling است.

      سوم‌شخص مفرد fizzle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fizzle در زبان انگلیسی fizzles است.

      ارجاع به لغت fizzle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fizzle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fizzle

      لغات نزدیک fizzle

      • - fixture
      • - fizz
      • - fizzle
      • - fizzy
      • - fjeld
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.