آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Abort

      əˈbɔːrt əˈbɔːt

      گذشته‌ی ساده:

      aborted

      شکل سوم:

      aborted

      سوم‌شخص مفرد:

      aborts

      وجه وصفی حال:

      aborting

      معنی abort | جمله با abort

      verb - transitive verb - intransitive adverb

      بچه انداختن، سقط کردن، نارس ماندن، ریشه نکردن، عقیم ماندن، بی‌نتیجه ماندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Cows with brucellosis often abort.

      گاوهایی که مبتلا به بیماری بروسلوز هستند، اغلب دچار سقط جنین می‌شوند.

      The mission was aborted due to bad weather.

      در اثر هوای نامساعد، مأموریت لغو شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Their plans have aborted.

      نقشه‌های آن‌ها بی‌نتیجه مانده است.

      to abort a disease

      مرض را در آغاز کار درمان کردن

      Many colds abort without treatment.

      بسیاری از سرماخوردگی‌ها بدون مداوا در اوایل کار برطرف می‌شوند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد abort

      1. verb stop or cancel something
        Synonyms:
        stop end terminate interrupt halt drop cut off call off break off nullify arrest check scrap scrub lay off fail knock it off call it quits
        Antonyms:
        continue keep
      1. verb terminate or fail to complete pregnancy
        Synonyms:
        miscarry
        Antonyms:
        keep carry to term

      سوال‌های رایج abort

      گذشته‌ی ساده abort چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده abort در زبان انگلیسی aborted است.

      شکل سوم abort چی میشه؟

      شکل سوم abort در زبان انگلیسی aborted است.

      وجه وصفی حال abort چی میشه؟

      وجه وصفی حال abort در زبان انگلیسی aborting است.

      سوم‌شخص مفرد abort چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد abort در زبان انگلیسی aborts است.

      ارجاع به لغت abort

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «abort» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/abort

      لغات نزدیک abort

      • - aborning
      • - aborsement
      • - abort
      • - aborticide
      • - abortifacient
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.