آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ بهمن ۱۴۰۲

    Scrub

    skrʌb skrʌb

    گذشته‌ی ساده:

    scrubbed

    شکل سوم:

    scrubbed

    سوم‌شخص مفرد:

    scrubs

    وجه وصفی حال:

    scrubbing

    معنی scrub | جمله با scrub

    verb - intransitive verb - transitive

    سابیدن، سابیدن و شستن، برس زدن، برس کشیدن

    The surgeon scrubbed his hands thoroughly with a brush and soap.

    جراح دستان خود را با برس و صابون خوب شست.

    She scrubbed the floor.

    زمین را سابید و شست.

    verb - transitive informal

    ول کردن، دست برداشتن، صرف‌نظر کردن (از چیزی)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    She decided to scrub her idea of starting a new business.

    تصمیم گرفت ایده‌اش برای راه‌ انداختن کسب‌وکار جدید را ول کند.

    That project was scrubbed due to a lack of money.

    به‌ دلیل کم بودن پول از آن صرف‌نظر شد.

    noun uncountable

    گیاه‌شناسی خاشاک‌زار (زمین پوشیده از خار و خاشاک)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

    مشاهده

    The animals were camouflaged in the scrub.

    جانوران در خاشاک‌زار استتار کرده بودند.

    The dry, sandy soil of the scrub made it challenging for plants to thrive.

    خاک خشک و شنی خاشاک‌زار، رشد گیاهان را با چالش مواجه می‌کرد.

    noun singular

    انگلیسی بریتانیایی سابیدن، شست‌وشو (به‌ویژه با برس و صابون و آب)

    Give your hands a good scrub and come and eat your lunch.

    دستت رو بساب و بیا ناهارت رو بخور.

    I gave my hands a good scrub.

    دست‌هام رو خوب شستم.

    noun countable

    لایه‌بردار (سطحی)، اسکراب (ماده‌ای برای تمیز کردن پوست و نرم‌تر کردن آن)

    I use a body scrub to keep my skin soft.

    از لایه‌بردار بدن استفاده می‌کنم تا پوستم نرم شود.

    The scrub removed the dead skin cells.

    اسکراب سلول‌های مرده‌ی پوست را از بین برد.

    noun plural

    پزشکی پوشاک گان (نوعی لباس بهداشتی که کارمندان بخش مراقبت و پزشکی آن را می‌پوشند) (scrubs)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    The nurse put on her scrubs before starting her shift.

    پرستار قبل از شروع شیفت خود گان خود را پوشید.

    The doctor changed out of his scrubs after a long surgery.

    دکتر پس از عمل جراحی طولانی، گان خود را عوض کرد.

    noun countable

    جانورشناسی آمیخته‌تبار (حیوان اهلی دارای نژاد مختلط یا ناشناخته)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    The scrubs in the shelter were a mix of different breeds.

    آمیخته‌تبارهای موجود در پناهگاه ترکیبی از نژادهای مختلف بودند.

    The scrubs had a unique appearance with its mismatched features.

    آمیخته‌تبارها با ویژگی‌های نامتجانس خود ظاهر منحصر‌به‌فردی داشتند.

    noun countable informal

    ناچیز، حقیر، کم‌اهمیت (آدم)

    Don't waste your time arguing with that scrubs.

    وقتت را برای بحث با آن آدم‌های ناچیز تلف نکن.

    The boss treats us like scrubs, always giving us the worst jobs.

    رئیس با ما مانند آدم‌های کم‌اهمیت‌ رفتار می‌کند و همیشه بدترین کارها را به ما می‌دهد.

    noun countable

    ورزش ذخیره (بازیکن)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    The coach praised the scrubs for their dedication and commitment to the team.

    مربی از بازیکن‌های ذخیره به دلیل فداکاری و تعهدشان به تیم تمجید کرد.

    The scrubs on the bench waited eagerly for their chance to prove themselves on the court.

    ذخیره‌های روی نیمکت مشتاقانه منتظر فرصتی بودند تا خود را در زمین ثابت کنند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scrub

    1. verb clean with force
      Synonyms:
      wash cleanse mop rub brush polish scour buff abrade
      Antonyms:
      dirty
    1. verb cancel
      Synonyms:
      drop delete abolish discontinue call off abandon give up abort do away with forget about
      Antonyms:
      schedule organize set up

    سوال‌های رایج scrub

    گذشته‌ی ساده scrub چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده scrub در زبان انگلیسی scrubbed است.

    شکل سوم scrub چی میشه؟

    شکل سوم scrub در زبان انگلیسی scrubbed است.

    وجه وصفی حال scrub چی میشه؟

    وجه وصفی حال scrub در زبان انگلیسی scrubbing است.

    سوم‌شخص مفرد scrub چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد scrub در زبان انگلیسی scrubs است.

    ارجاع به لغت scrub

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «scrub» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/scrub

    لغات نزدیک scrub

    • - scrounger
    • - scroungy
    • - scrub
    • - scrub brush
    • - scrub typhus
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.