آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Enervate

      ˈenərveɪt ˈenəveɪt

      گذشته‌ی ساده:

      enervated

      شکل سوم:

      enervated

      سوم‌شخص مفرد:

      enervates

      وجه وصفی حال:

      enervating

      معنی enervate | جمله با enervate

      verb - transitive formal

      بی‌رمق کردن، سست کردن، ضعیف کردن، کم‌توان کردن، بی‌حال کردن

      Heat and humidity enervate me.

      گرما و رطوبت مرا بی‌رمق می‌کند.

      The constant stress and lack of sleep enervated her,.

      استرس مداوم و کم‌خوابی او را ناتوان کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The long journey across the desert enervated the travelers, and they struggled to keep going.

      سفر طولانی از میان بیابان مسافران را بی‌حال کرد و آن‌ها برای ادامه دادن مشکل داشتند.

      adjective

      بی‌رمق، ناتوان، بی‌حال، سست، ضعیف، خسته (از نظر جسمی یا ذهنی و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The team’s enervate performance was a reflection of their lack of energy and spirit.

      عملکرد سست اعضای تیم نشان‌دهنده‌ی کمبود انرژی و روحیه‌ی آن‌ها بود.

      His enervate state prevented him from completing even the simplest tasks.

      حالت بی‌حال او مانع از انجام حتی ساده‌ترین کارها می‌شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enervate

      1. verb tire, wear out
        Synonyms:
        fatigue weaken exhaust weary enfeeble disable sap debilitate devitalize vitiate unnerve incapacitate jade paralyze
        Antonyms:
        strengthen energize invigorate empower animate activate liven

      سوال‌های رایج enervate

      گذشته‌ی ساده enervate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده enervate در زبان انگلیسی enervated است.

      شکل سوم enervate چی میشه؟

      شکل سوم enervate در زبان انگلیسی enervated است.

      وجه وصفی حال enervate چی میشه؟

      وجه وصفی حال enervate در زبان انگلیسی enervating است.

      سوم‌شخص مفرد enervate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد enervate در زبان انگلیسی enervates است.

      ارجاع به لغت enervate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «enervate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enervate

      لغات نزدیک enervate

      • - energy
      • - energy level
      • - enervate
      • - enesco
      • - enface
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.